هسته علمی زیست شناسی بسیج دانشجویی
(زیست شناسان بدون مرز)
از ميان افزودني هاي مجازي که هر روز روي محصولات غذايي کارخانه اي مي بينيم نام ساخارين خيلي جلب توجه مي کند، اما شايد ندانيد اولين بار اين ماده چطور کشف شد و چطور به جمع افزودني هاي مجاز پيوست. 30بار شيرين تر از قند کشف اين ماده شيرين به سال 1937در دانشگاه ايلينويس کاملا تصادفي بود. سيکلامات 30بار شيرين تر از قند است. ضمن اين که به کندي و تنها بخشي از آن جذب مي شود و سريع به داخل ادرار ترشح مي شود بدون آن که تغييري کرده باشد. ترکيبي پر سر و صدا آسپارتام يک شيرين کننده قوي است که براي استفاده در غذاها و نوشيدني هاي بيش از 90کشور جهان به تصويب رسيده است. شيرين اما رژيمي بعضي محققان نگرانند که فنيل آلانين آسپارتام ممکن است مقدار ناقلان پيامهاي عصبي را تغيير دهد که به تغييرات رفتاري و حملات احتمالي منجر شود. شايد تاکنون به جمله براي بيماران فنيل کتونوري ممنوع است روي نوشابه هاي رژيمي برخورد کرده باشيد. حضرت ولیعصر(عج) بر تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت باد. همچنین شواهد بسیاری موجود است که طب سوزنی می تواند در معالجه بیماری هایی چون اعتیاد به مواد مخدر، فعال کردن دوباره ماهیچه های تنبل، سر درد، دردهای مفصلی، انواع آسم و تنگی نفس بعنوان یک راه حال و یا حداقل در کنار درمان دارویی استفاده شود. تحقیقات جدید نشان می دهد که طب سوزنی توانایی کاهش و حتی برطرف کردن انواع درد را داشته و می تواند توانایی های قسمت های مختلف بدن افراد را بالا ببرد. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران- واحد علوم پزشکی تهران اگرچه تا سالها پيش در جامعه پزشكي به درمان بيماران مبتلا به لنف ادم توجه كمتري معطوف مي شد اما در دو دهه اخير به دليل افزايش تعداد بيماران و نيز علاقمندي پزشكان به درك پاتوفيزيولوژي بيماري و درمان آن، به خصوص در اروپا، استراليا و اخيزاً آمريكا، پيشرفت هاي چشمگيري در خصوص معرفي متدهاي تشخيصي و درماني مؤثر بر لنف ادم به عمل آمده است.
لنف ادم و انواع آن: تجمع مايع سرشار از پروتئين (لنف) در بافت به دليل اختلال در تخليه لنف، لنف ادم ناميده مي شود كه به دو نوع اوليه و ثانويه تقسيم مي شود. نوع اوليه به دليل وجود اختلالات ساختماني يا عملكردي كه در زمان جنيني به وجود آمده ظاهر مي شود. نوع ثانويه فرم شايعتر بيماري است و به دنبال انسداد و تخريب مسيرهاي لنفاوي در اثر عفونت، صدمات بافتي ناشي از تصادفات و يا جراحي ها به وجود مي آيد. شايع ترين علت لنف ادم در كشورهاي جهان سوم، فيلاريازيس است ولي در كل، عوارض بيماري هاي بدخيم چه از طريق تهاجم مستقيم به سيستم لنفي و چه به دنبال جراحي و راديوتراپي براي درمان سرطان، شايع ترين علت به حساب مي آيند. در يك مطالعه ميزان شيوع لنف ادم ثانويه به درمان سرطان پستان 7/20 درصد در طول سه سال اول بعد از درمان گزارش شده است و در مطالعه ديگر 49 درصد از بيماراني كه به مدت 20 سال پس از درمان سرطان پستان پيگيري شده بودند مبتلا به لنف ادم شدند. در ايران نيز انجام آدنكتومي و راديوتراپي پس از ماستكتومي از ععل شايع لنف ادم در اندام فوقاني هستند. علاوه بر اين جراحي و راديوتراپي لگن نيز عامل لنف ادم در اندام تحتاني است كه كمابيش در ايران مشاهده مي گردد.
عوارض لنف ادم: لنف ادم مزمن زمينه را براي بروز لنفانژيت و سلوليت مكرر فراهم مي كند كه منجر به استفاده از آنتي بيوتيك هاي وسيع الطيف به شكل بستري و يا سرپايي مي شود. از عوارض سايكولوژيك اين بيماري، افسردگي و انزواي فرد از اجتماع است كه كارآيي و توانايي بيمار در محيط كار و خانه را كاهش مي دهد.
درمان: اگرچه از لنف ادم به عنوان يك بيماري غير قابل درمان ياد مي شود اما امروزه با توصيه هاي درماني متفاوت مي توان با كاهش حجم قابل توجه و پيشگيري از تجمع مجدد مايع، بيماري را در تمام طول عمر كنترل كرد. از روش هاي درماني موفق احتقان زدايي مختلط يا CDT (Combine Deconestive Therapy) است. احتقان زدايي مختلط نوعي درمان فيزيكي است كه هدف آن افزايش سرعت تخليه لنف (درناژ لنفي) و كاهش بافت فيبروز است. اين روش كه براي اولين بار در حدود 30 سال قبل توسط پروفسور فولدي و همسرش در آلمان معرفي شد، شامل دو فاز درماني اوليه (Intensive) و ثانويه (maintenance) است كه در هر دو فاز چهار ركن اساسي به شرح زير به كار گرفته مي شوند: 1-درناژ لنفي منوئل (MLD= Manual Lymph Drainage) نوعي تكنيك ماساژ اختصاص يافته است كه در حال حاضر به صورت منوئل و با دست درمانگر انجام مي شود. طبق اظهارات دكتر وودر (ابداع كننده حركات MLD) و پروفسور فولدي، كشيدن پوست و انجام حركات ريتميك و موزون بر روي پوست موجب افزايش قدرت انقباض عروق لنفاوي و سرعت گرفتن جريان لنف در داخل عروق لنفي سالم موجود در هيپودرم شده و لنف را از منطقه متورم به مناطق ديگر كه جريان لنفي سالم دارند هدايت مي كند. 2-بانداژ چندلايه اي با باندهاي با خاصيت كشي كم (Low stretch) در فاز اوليه و استفاده از آستين يا جوراب كشي در فاز دوم 3-ورزش هاي بازتواني 4-مراقبت دقيق از پوست در فاز اوليه با توجه به عضو گرفتار و مرحله بيماري، بيمار روزانه يك بار به مدت 1 الي 6 هفته تحت درمان قرار مي گيرد. پس از اتمام فاز اول و حصول اطمينان از بيشترين مقدار كاهش حجم در عضو گرفتار، آستين فشاري مخصوص تهيه مي شود و بيمار موظف است در طي روز هنگام انجام فعاليت هاي روزانه خود اين آستين را بپوشد. اين نوع درمان در اروپا، آمريكا و استراليا با استقبال زياد انجام مي شود و از آن به عنوان درماني مؤثر، بدون عارضه جدي براي تمام انواع لنف ادم در هر مرحله ياد شده است. اين روش از سال 1995 از طرف كميته بين المللي اجرايي لنف ادم در آمريكا به عنوان روش درماني استاندارد اعلام گرديد و با استناد به مقالات و بررسي هاي مختلف به طور متوسط بيش از 95 درصد بيماران كاهش حجم چشمگير (بالاي 40 درصد) داشته اند. در ايران نيز در طي دو سال اخير تورم در بالغ بر 150 بيمار مبتلا به لنف ادم اندام فوقاني و تحتاني به روش CDT با موفقيت تحت كنترل درآمده است. نفتالین
loy nuclear aromatic hydrocarbons. Naphthalene
دو حلقه آروماتیک که در یک زوج کربن مشترک باشند، اصطلاحاً جوش خورده نامیده میشوند. در این فصل، نگاهی مختصر به شیمی سادهترین و مهمترین هیدروکربن حلقهای جوش خورده یعنی نفتالین خواهیم داشت.
نفتالین مانند مشتقاتش آنتراسن و فنانترن از قطران ذغالسنگ به دست میآید، و فراوانترین جزء تشکیل دهنده (5%) قطران میباشد. نفتالین به عنوان یک ترکیب آروماتیک در نظر گرفته میشود زیرا خواص آن شبیه بنزن میباشد. از فرمول مولکولی آن، C10H8 ، انتظار درجه اشباع نشدگی بالایی میرود؛ معذالک نفتالن نسبت به واکنشهای افزایشی مشخصه ترکیباتی اشباع نشده مقاومت نشان میدهد (گرچه کمتر از بنزن. در عوض، واکنشهای مشخصه نفتالن واکنشهای جایگزینی الکتروفیلی میباشد، که در آنها هیدروژن به صورت یون هیدروژن جابه جا میگردد و سیستم حلقه نفتالین محفوظ میماند. مانند بنزن، نفتالن فوقالعاده پایدار است: گرمای احتراق آن 61 کیلوکالری کمتر از مقدار محاسبه شده به فرض آلیفاتیک بودن آن میباشد.
بنابراین از نقطه نظر تجربی، نفتالن بر اساس خواصش به عنوان آروماتیک دسته بندی میگردد. از نظر تئوری، نفتالین دارای ساختمان لازم برای یک ترکیب آروماتیک می باشد: شامل حلقههای شش ضلعی مسطح بوده و از بررسی اوربیتالهای اتمیاش چنین برمیآید که ساختمان آن میتواند دارای ابرهای الکترونی شامل شش الکترون ششتایی آروماتیک باشد (شکل 13-8). ده کربن در گوشههای شش ضلعیهای جوش خورده قرار دارند. هر کربن به سه اتم دیگر با پیوندهای سیگما متصل است. از آنجا که این پیوندهای از همپوشانی اوربیتالهای SP2 سه گوش نتیجه میشوند، کلیه اتمهای کربن و هیدروژن در یک صفحه قرار میگیرند. در بالا و پائین این صفحه ابر الکترونی وجود دارد که از همپوشانی اوربیتالهای P تشکیل شده و شکل آن نظیر عدد 8 میباشد. میتوان ابر الکترونی را به صورت دو ششتایی در نظر گرفت که به طور جزیی همپوشانی کرده و در یک جفت الکترون مشترک هستند.
با توجه به پیوندهای ظرفیتی، به نظر میرسد که نفتالن یک هیبرید رزونانسی از ساختمانهای I و II و III باشد. انرژی رزونانسی آن همانگونه که با گرمای احتراق نشان داده شد، 61 کیلوکالری بر مول است.
برای راحتی، نفتالن را به صورت ساختمان واحد IV نشان میدهیم که در آن دایرهها به جای همپوشانی جزیی شش تاییها آروماتیک میباشد.
اگر الماس (صفحة 498) را نهایت سیستم آلیفاتیک چند حلقهای در نظر گیریم، فرم آلوتروپی دیگر عنصر کربن، گرانیت، را ممکن است نهایت سیستمهای آروماتیک حلقهای جوش خورده در نظر گرفت. تجزیه با اشعه x نشان میدهد که اتمهای کربن به صورت لایه لایه آرایش یافتهاند. هر لایه یک شبکه پیوسته مسطح، به صورت حلقههای شش عضوی میباشد؛ در یک لایه اتمهای کربن به وسیله پیوندهای کووالانسی قوی با طول (اندکی بلندتر از پیوندهای کربن کربن در بنزن، ) با یکدیگر پیوند دارند. لایههای مختلف، به توسط نیروهایی نسبتاً ضعیف در فاصلة از یکدیگر قرار دارند. خواص روان کنندگی گرافیت (احساس روغن بودن آن) ممکن است به واسطه لغزش لایهها (به خاطر مولکولهای گازی که از طریق جذب سطحی بین آنها وجود دارد) بر روی یکدیگر باشد.
سومین الوتروپکربن که اخیراً کشف گردیده (1985) بوکمینستر فولرن میباشد، بر خلاف الماس و گرافیت، که مولکولشان حد و مرزی ندارد، فولرن فرمول مشخصی دارد: C60 در اینجا سیستمهای آروماتیک حلقهای جوش خورده، به طرف داخل خمیده و بسته میشوند تا تشکیل مولکولی به شکل توپ فوتبال با 20 حلقه شش ضلعی و 12 حلقه پنج ضلعی را بدهند؛ این متقارنترین مولکول ممکن نامیده شده است. فولرنهای دیگری نیز کشف گردیدهاند: C70 که به صورت یک توپ راگبی تصور گردیده است. ریچارد ای. اسمالی «دانشگاه رایس) اولین کسی است که C60 را گزارش کرده است؛ او پیشیینی میکند که این مولکول میتواند به صورت یک «عروسک روسی» ساخته شود به این صورت که مولکول C60 در داخل یک فولون بسیار بزرگ (C240) محبوس گردد.
فولرنها هیجان زیادی را در دنیای شیمی آلی به وجود آوردهاند: در داخل این توپهای تو خالی فضایی برای یونهای فلزی وجود دارد؛ سطح خارجی میتواند به وسیلة واکنشهای شیمیائی اصلاح گردد. هیچ کس نمیداند که از این مولکولهای جدید و عجیب چه میتوان انتظار داشت. تا سال 1991، یعنی فقط شش سال پس از کشف این ترکیبات، گزارش شده است که یونها دارای خوص فوقالعادهای به عنوان ابر رسانا میباشند؛ عقیده بر این است که این ترکیبات عاری از مقاومت در هدایت الکتریسیته میباشند، نه در دماهای بسیار پائین که تا به حال ضروری بوده است، بلکه در دمای اتاق. شیزوفرنی یک نوع اختلال شخصیتی و جزو پسیکوزها محسوب می گردد. انزوا طلبی و گوشه گیری از دنیای بیرون (درون گرایی ) از مشخصه های بارز این بیماری است . شیزوفرنی از شایع ترین بیماریهای روانی است و 5 درصد افراد به آن مبتلا می شوند . بیمار از بیماری خود آگاه نیست . علائم بالینی : انزوا طلبی : اعمال فرد با موضوع تناسب ندارد و رفتارها پی در پی ادامه نمی یابند و یا ضد و نقیض هستند . هنگامی که اندیشه و احساس با هم تناسب ندارند آن را تناقض می گویند . ( مثلا هنگامی که بیمار می گوید :« پدر و مادرم را دوست دارم و به همین دلیل دلم می خواهد آنها را بکشم ») جریان فکری مستمر نیست . گاهی وقفه های کوتاهی در صحبت وجود دارد . بیمار در برخورد با دیگران سرد است ، نسبت به همه چیز بی اعتناست و فعالیتهایش کاهش می یابد همچنین اعمال خطرناک و عجیب و غریب از بیمار سر می زند . درون گرایی ( اوتیسم ) : بیمار در خود فرو می رود . از واقعیت فرار می کند و به زندگی درونی توجه می کند و به همه چیز بی اعتناست ، نگاهش جای دیگری است و تنهایی را ترجیح می دهد . بیمار همیشه دچار هزیان است ، اما همیشه مشهود نیست ، بیمار احساس می کند که از نظر بدنی تغییراتی در وی صورت می گیرد . ( خطوط چهره تغییر می کند ، بیمار درباره اصل و نسب خود سوال می کند ، درباره جنسیت خود شک می کند ؛ دنیا را متفاوت ، عجیب و مصنوعی می یابد و اغلب احساس می کند دیگران با وی دشمن هستند . فکر می کند کسی اندیشه اش را از او می دزدد . پزشک معالج : روانپزشک درمان : درمان به وسیله داروهای آرام بخش ، ضد اضطراب و همچنین روان درمانی صورت می گیرد . درمان کاملا موثری وجود ندارد و بیمار همیشه مبتلا به شیزوفرنی خواهد بود ، اما می تواند خود را با جامعه ای که در آن زندگی می کند راحت تطبیق دهد . كار اصلي چشم آن است كه نورهايي را كه از خارج دريافت مي كند طوري روي پرده شبكيه متمركز كند كه تصوير دقيقي از شيء مورد نظر روي پرده شبكيه ايجاد شود. شبكيه اين تصاوير را به صورت پيام هاي عصبي به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند. بنابراين براي واضح ديدن، قبل از هرچيز لازم است كه نور به طور دقيق روي پرده شبكيه متمركز شود. ساختمان چشم شبيه يك كره است. در قسمت جلوي اين كره يك پنجره شفاف به نام قرنيه وجود دارد. نور از محيط خارج وارد قرنيه شده پس از عبور از مردمك به عدسي مي رسد. عدسي نور را به صورت دقيق روي شبكيه متمركز مي كند تا تصوير واضحي بر روي شبكيه ايجاد شود. براي آنكه اشياء به صورت دقيق و واضح ديده شوند لازم است مسيري كه نور در چشم طي مي كند شفاف باشد و قرنيه و عدسي نور را درست روي شبكيه متمركز كنند. وقتي جسم نوك تيزي به چشم ما نزديك مي شود ما بي اختيار پلك ها را مي بنديم. پلك ها در حقيقت ساختمان هاي تمايز يافته اي از جنس پوست و عضلات زير پوستي هستند كه وظيفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل يك صافي از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگيري مي كنند. خود پلك ها دو وظيفه مهم دارند: اول آنكه مثل يك ديوار دفاعي جلوي قسمت عمده اي از كره چشم را مي گيرند و از كره چشم محافظت مي كنند، دوم آنكه پلك ها هر 5 تا 10 ثانيه يك بار باز و بسته مي شوند كه اين امر به شسته شدن ميكروب ها و ذرات خارجي از سطح چشم كمك مي كنند و در حقيقت سطح چشم را جارو مي كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزيع يكنواخت اشك بر روي كره چشم كمك مي كند. ملتحمه يك لايه شفاف محافظ است كه سطح داخلي پلك ها و روي سفيدي كره چشم را مي پوشاند. در ملتحمه رگ هاي خوني و گلبول هاي سفيد به مقدار زيادي وجود دارد. اين رگ ها و سلول هاي دفاعي تا حد زيادي از ورود ميكروب ها و عوامل بيماري زا به قسمت هاي عمقي چشم جلوگيري مي كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه مي دارد و در حقيقت سطح چشم را روغنكاري مي كند كه اين امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف مي شود. قرنيه قسمت شفاف جلوي كره چشم است كه از پشت آن ساختمان هاي داخلي تر كره چشم مثل عنبيه و مردمك ديده مي شود. قرنيه چشم را مي توان به شيشه پنجره تشبيه كرد. همانطور كه اگر شيشه پنجره كثيف باشد اشياء بيرون تار ديده مي شوند، اگر بر روي قرنيه كسي لكه يا كدورتي وجود داشته باشد فرد اشياء را تار مي بيند. به علاوه همانطور كه از پشت يك شيشه موجدار يا مشجر اشياء كج و كوله و ناصاف ديده مي شوند. در صورتي كه سطح قرنيه ناهموار باشد اشياء ناصاف و تار ديده مي شوند. البته قرنيه انسان يك تفاوت مهم با شيشه پنجره دارد و آن هم اينكه شيشه پنجره يك سطح صاف است در حاليكه قرنيه بخشي از يك كره است. اين ساختمان كروي باعث مي شود كه قرنيه چشم مثل يك ذره بين عمل كند و نورهايي را كه از محيط خارج وارد كره چشم مي شوند به صورت پرتوهاي همگرا درآورد كه تصوير واضحي روي شبكيه ايجاد كنند. البته در همه افراد اين امر به صورت دقيق اتفاق نمي افتد. مثلاً اگر انحناي قرنيه كسي بيشتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتد در جلوي پرده شبكيه تشكيل مي شود. چنين فردي نزديك بين (ميوپ) است. همچنين اگر انحناي قرنيه كسي كمتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتند در پشت آن تشكيل مي شوند. چنين فردي دوربين (هيپروپ) است. به طوري كه مي بينيم قرنيه افراد نقش مهمي در تعيين دوربيني يا نزديك بيني يا شماره چشم افراد دارد. به همين علت اكثر روش هاي جراحي براي اصلاح ديد و شماره عينك روي اين بخش از چشم انجام مي گيرد. مثلاً در روش هاي ليزر (PRK)، ليزيك(LASIK)، لازك(LASEK) و جراحي با تيغه الماس (RK) مقدار انحناي قرنيه تغيير مي كند و شماره چشم فرد اصلاح مي شود. همچنين استفاده از لنز تماسي (كنتاكت لنز) كمك مي كند كه انحناي قرنيه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و ديد فرد اصلاح شود. عنبيه بخش رنگي پشت قرنيه است كه رنگ چشم افراد را تعيين مي كند. رنگ اين بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبي و سبز تا عسلي و قهوه اي تغيير مي كند. در وسط عنبيه سوراخي به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظيم مي كند. كار مردمك مثل پرده اي است كه پشت پنجره آويزان شده و نور ورودي به اتاق را كم و زياد مي كند. همانطور كه وقتي نور خارج شديد و زياد باشد، پرده را مي بنديم تا نور كمتري به اتاق وارد شود، وقتي چشم در محيط پر نور قرار مي گيرد مردمك تنگ مي شود تا مقدار نور كمتري وارد چشم شود. به همين صورت وقتي چشم در محيط كم نور قرار مي گيرد مردمك گشاد مي شود تا نور بيشتري وارد چشم شود. اتاق قدامي فضاي كوچكي است كه بين قرنيه و عنبيه قرار دارد. در اين فضا مايعي به نام زلاليه جريان دارد كه به شستشو و تغذيه بافت هاي داخل چشم كمك مي كند. همانطور كه در يك استخر براي پاك ماندن استخر مرتباً مقداري آب خارج مي شود و به جاي آن آب تصفيه شده وارد مي شود، در چشم هم مرتباً مقداري از مايع زلاليه خارج مي شود و مايع زلاليه جديدي كه در چشم توليد شده است جايگزين آن مي شود. اگر به هر دليلي تعادل بين توليد و خروج اين مايع به هم بخورد مقدار مايع زلاليه در چشم افزايش پيدا مي كند و فشار داخل كره چشم از حد طبيعي بيشتر مي شود. (مقدار طبيعي فشار چشم در افراد بالغ بين 10 تا 21 ميلي متر جيوه است). بالا رفتن فشار چشم به پرده شبكيه و عصب بينايي آسيب مي زند و باعث بيماري آب سياه يا گلوكوم مي شود. عدسي يك ساختمان شفاف در پشت عنبيه است كه در متمركز كردن دقيق پرتوهاي نور بر روي شبكيه به قرنيه كمك مي كند. ضخامت عدسي چشم در شرايط مختلف تغيير مي كند و بسته به آنكه شيء مورد نظر در چه فاصله اي از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسي كم و زياد مي شود. بنابراين فرد مي تواند اشياء را در فواصل مختلف (از بي نهايت تا حدود 20 سانتي متري و گاهي نزديك تر) به طور واضح ببيند. هرچه سن افراد بيشتر مي شود قدرت تغيير شكل عدسي كمتر مي شود به طوري كه در حدود سن 40 سالگي قدرت تغيير شكل عدسي آنقدر كم مي شود كه اكثر افراد براي ديدن اشياء نزديك و انجام كارهايي مثل مطالعه و خياطي به عينك كمكي براي ديد نزديك (عينك مطالعه) نياز پيدا مي كنند. اين همان حالتي است كه به آن پير چشمي گفته مي شود. با گذشت سن علاوه بر آنكه قدرت تغيير شكل عدسي كم مي شود ميزان شفافيت عدسي هم كم مي شود. گاهي كدورت عدسي آنقدر زياد مي شود كه مثل پرده اي ديد فرد را تار مي كند. اين كدورت عدسي را اصطلاحاً آب مرواريد يا كاتاراكت مي گويند. زجاجيه مايع ژله مانند شفافي است كه داخل كره چشم را پر مي كند و به آن شكل مي دهد. زجاجيه از پشت عدسي تا روي پرده شبكيه وجود دارد. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجيه تغيير مي كند و در بعضي جاها حالت آبكي پيدا مي كند. در اين حال بعضي قسمت هاي زجاجيه شفافيت خود را از دست داده و سايه اي روي پرده شبكيه مي اندازند كه فرد آن را به صورت اجسام شناور كوچكي مي بيند كه مثل مگس در ميدان بينايي بالا و پايين مي روند. اين حالت اصطلاحاً مگس پران گفته مي شود. شبكيه يك پرده نازك حساس به نور (شبيه فيلم عكاسي) است كه در عقب كره چشم قرار دارد. پرتوهاي نوري كه به شبكيه برخورد مي كنند به پيام هاي عصبي تبديل مي شوند كه از طريق عصب بينايي به مغز منتقل مي شوند و در مغز تفسير مي شوند. در شبكيه انسان انواع مختلفي از سلول هاي گيرنده نوري وجود دارد كه ميزان حساسيت آن ها به نور متفاوت است. گيرنده هاي نوري استوانه اي بيشتر براي ديد در محيط هاي تاريك به كار مي روند. گيرنده هاي مخروطي براي تشخيص رنگ و جزئيات ظريف تمايز يافته اند. ترتيب قرار گيري اين سلول ها در شبكيه طوري است كه در ناحيه مركزي شبكيه (ماكولا) تعداد گيرنده هاي مخروطي بيشتر است. بنابراين وقتي فردي به صورت مستقيم به شيئي نگاه مي كند تصوير آن شيء مستقيماً روي ماكولا در جايي مي افتد كه تعداد سلول هاي مخروطي بيشتر است و در نتيجه شيء با وضوح بيشتري مشاهده مي شود. مشيميه پرده نازك سياه رنگي است كه دور شبكيه را احاطه كرده است. اين پرده تعداد زيادي رگ هاي خوني دارد كه مواد غذايي را به بخش هايي از شبكيه مي رساند. به علاوه سلول هاي اين لايه حاوي تعداد زيادي رنگ دانه سياه ملانين است كه رنگ سياهي به اين بخش از چشم مي دهد. وجود رنگ سياه مانع از انعكاس نورهاي اضافي در داخل كره چشم مي شود و به تشكيل تصوير واضحتر كمك مي كند. صلبيه بخش سفيد رنگ نسبتاً محكمي است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنيه را مي پوشاند و از ساختمان هاي داخل كره چشم محافظت مي كند. اين بخش از چشم اثر مستقيمي در فرايند بينايي ندارد و در واقع مثل يك اسكلت خارجي از كره چشم محافظت مي كند. عصب بينايي كه رابط كره چشم و مغز مي باشد از عقب كره چشم خارج مي شود و از طريق سوراخي در استخوان پروانه اي جمجمه به مغز مي رسد. اين عصب پيام هاي بينايي را به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند. براي آنكه ما بتوانيم اشياء را در جهات مختلف ببينيم لازم است بتوانيم چشم را در جهات مختلف بالا، پايين، چپ و راست بچرخانيم. حركات كره چشم در هر چشم به وسيله 6 عضله كوچك كه به اطراف كره چشم مي چسبد كنترل مي شود. بيماري اين عضلات و يا عدم هماهنگي آن ها مي تواند به انحراف چشم يا لوچي منجر شود. سموم گياهي

ساخارين سال 1879ميلادي به وسيله کنستانتين فالبرگ ، دانش آموخته اي از دانشگاه جان هاپکينز کشف شد. اين کشف ضمن تحقيق بر سنتز مشتقات تولوئن به وقوع پيوست.
به اين ترتيب که او زمان خوردن ناهارش حس کرد نان بيش از حد شيرين شده است و آن را به ماده شيميايي اي نسبت داد که با دستانش تماس يافته بود، چرا که او دستهاي خود را هنوز نشسته بود.
فالبرگ اين ترکيب را ساخارين ناميد. بزودي پتانسيل اين ماده به عنوان شيرين کننده در صنايع آبنبات سازي و شيريني پزي شناسايي و به اين ترتيب عصر شيرين کننده هاي بدون کالري آغاز شد.
مهندس مليحه والي ، دانشجوي رشته صنايع غذايي مي گويد: ساخارين 300مرتبه شيرين تر از ساکاروز است و ساکاروز پس مزه مختصر تلخي نيز دارد. جذب آن از دستگاه گوارش به کندي صورت مي گيرد، اما از طريق ادرار بسرعت دفع مي شود که قسمت اعظم آن به صورت ترشح توسط توبول هاي کليوي است.
ساخارين چه در انسان و چه در حيوانات، متابوليسم مشخص و آشکاري ندارد گرچه به نظر مي رسد ساخارين براي افراد ديابتيک و آنها که به وزنشان توجه دارند، ايده ال و بسيار مناسب باشد، اما از زمان ورود آن به بازار در سال 1901ميلادي ، ميزان اطمينان و سلامت آن بارها و بارها مورد سوال قرار گرفته است.
دکتر علي حشمتي ، متخصص تغذيه مي گويد: با بررسي اي که شاخه کانادايي سازمان حفظ بهداشت انجام داد، شواهدي مبني بر تومورهاي مثانه در موشهاي نر نسل دوم که مقادير زياد ساخارين دريافت مي کردند، به دست آمد.
بر اين اساس سازمان غذا و دارو سال 1977پيشنهاد کرد استفاده از ساخارين ممنوع شود. پس از آن بود که بر اثر اعتراض جامعه و نياز به ماده اي که جايگزين قند باشد، به طور رسمي براي اعلام ممنوعيت مصرف ساخارين مهلت قانوني اعلام و اجازه داده شد مصرف آن ضمن تحقيقات بيشتر ادامه پيدا کند.
اين ضرب الاجل تا سال 1992تمديد، اما استفاده از ساخارين به عنوان يک افزودني غذايي در کانادا قدغن شد. دکتر حشمتي مي گويد: با اين حال استفاده طولاني مدت از شيرين کننده ها در مقادير مصرف عادي ، پيامدهايي مغاير با بهداشت و سلامت افراد نشان نداده است و در چند بررسي که روي انسان انجام شد، ارتباطي بين مصرف ساخارين و بروز سرطان به دست نيامده است.
بتازگي يک شرکت بين المللي تحقيقات و پيشرفت ، تحقيقي را به اجرا گذاشت که توسط هياتي از دانشمندان مورد بازنگري قرار گرفت.
اصلي ترين صدف اين مطالعه بررسي اين مهم بود که بعيد است ميزان ساخاريني را که انسان در حال حاضر، به عنوان افزودني غذايي مصرف مي کند خطر سرطان زايي داشته باشد. تحقيقات جديد گزارش هايي را از تلاشهاي تحقيقاتي ارائه مي کند که ساخارين را از جنبه هاي مختلف زيست شناسي ، همه گيري شناسي و سم شناسي پوشش مي دهند و تا امروز شواهدي ارائه کرده اند که شرکت و دخالت ساخارين را در ايجاد سرطان مثانه رايج در انسان بسيار غيرمحتمل دانسته است.
مهندس والي مي گويد: البته قسمتي از سيکلامات که جذب نمي شود توسط فلور باکتريايي روده به سيکلو هگزيل آمين تبديل مي شود که يک ترکيب با عملکرد سمپاتيک است.
قابليت توليد اين ترکيب به وسيله سيستم هاي آنزيمي باکتريايي در ميان مردم بسيار متفاوت است و با مصرف مداوم اين شيرين کننده افزايش مي يابد. سيکلامات پس 1951ميلادي به عنوان يک عامل شيرين کننده تجاري وارد بازار مصرف شد و امروزه به اشکال سيکلاميک اسيد، کلسيم سيکلامات و سديم سيکلامات قابل دسترسي است.
سيکلامات پس مزه ندارد و بر تلخي ساخارين غلبه مي کند. دکتر حشمتي درباره تاييد اين ماده غذايي سنتزي از نظر بهداشت و سلامت مي گويد مطالعات گسترده روي اين ماده نشان مي دهد مشتقات سيکلامات به عنوان عامل احتمالي سرطان در موشهاي صحرايي مطرح هستند.
سيکلوهگزيل آمين سبب ازدياد مواد آتروفي بيضه ها، کاهش وزن بدن و افزايش فعاليت مي شود. شايد به همين سبب بود که سال 1970مصرف اين ماده در ايالات متحده ممنوع اعلام شد. سال 1984کميته تشخيص سرطان ، مدارک مستند و علمي را مورد بازبيني و بررسي قرار داد و چنين نتيجه گرفت که سيکلامات سرطان زا نيست.
يک سال بعد شوراي تحقيقات ملي به همان نتيجه رسيد که هيچيک از شواهد حاصل از مطالعه بر حيوانات حاکي از آن نيستند که سيکلامات يا متابوليت اصلي آن به خودي خود سرطان زا باشد.
مهندس والي مي گويد: براي نخستين بار استفاده از آسپارتام در اداره کل غذا و داروي ايالات متحده در سال 1981و يک سال بعد در استراليا مورد موافقت قرار گرفت. مراکز کنترل کننده آن را به عنوان يکي از رايج ترين ترکيبات در تهيه غذاها منظور کردند و سازمان هاي بهداشتي مستقل بر آن شدند تا سلامتي آسپارتام را بررسي و تاييد کنند.
رشد سريع و فراگير استفاده از آسپارتام در غذا، منجر به تبليغات زيادي شد و همراه آن طيف متنوعي از پرسشها درباره اين ترکيب پيش آمد. مهندس والي مي گويد: آسپارتام از ترکيب دو جز پروتئيني شامل آسپارتيک اسيد و فنيل آلانين و مقدار کمي متانول حاصل مي شود.
اين ماده هم 160220مرتبه شيرين تر از شکر است و طعم شيرين آن تقريبا همانند ساکاروز و فاقد پس مزه است و از لحاظ فني آسپارتاک يک شيرين کننده مغذي است که هر گرم آن 4کالري توليد مي کند. آسپارتيک اسيد و فنيل آلانين ، واحدهاي سازنده ساختمان پروتئين هستند و در طبيعت غذاها حاوي پروتئين ، شامل گوشت ، حبوبات و لبنيات يافت مي شوند. متانول هم به صورت طبيعي در بدن و در بسياري غذاها از قبيل آبميوه و عصاره سبزي ها وجود دارد.
اين ماده براي شيرين کردن بسياري از غذاهاي آماده شده به عنوان يک شيرين کننده سرميز و در دستورهاي غذايي ساده که نياز به پخت طولاني مدت ندارند، استفاده مي شود.
آسپارتان مزه خوبي دارد، طعم مرکبات و ديگر ميوه ها را تقويت مي کند و از ميزان کالري ها مي کاهد. البته هيچ گاه نبايد از آنها در غذاهايي که به حرارت دادن يا پختن و برشته کردن طولاني نياز است ، استفاده شود چون بر اثر حرارت بالا اجزاي آن از هم جدا مي شوند. دکتر حشمتي مي گويد: متابوليسم آسپارتام در موش خانگي ، موش صحرايي ، خرگوش ، سگ ، ميمون و انسان ، تا حد زيادي مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته است.
يافته ها اشاره بر آن دارند که خارج از دستگاه گوارش ، هرگونه فعاليت سمي آسپارتامي مي بايست ناشي از عدم تعادل سيستميک آن هم به صورت افزايش در غلظت اين دو اسيدآمينه و متانول در پلاسماي خون باشد. اما ديري نگذشت که نگراني ها اوج گرفت.
علت خطر،ايجاد ضايعات مغزي بود.
مطالعات باليني جمعي از کارشناسان نشان داد خوردن آسپارتام ، اثر نسبتا ضعيفي بر سطح آسپارتات پلاسما دارد، اما چون اين مواد به مقدار معني داري از جفت رد نمي شود، نمي بايست انتظار داشت که خوردن آسپارتام در دوران حاملگي روي سطح آسپارتات گردش خون جنين تاثير بگذارد.
اشخاص مبتلا به اين بيماري قادر نيستند فنيل آلانين را به طور عادي متابوليزه کنند. مصرف نامحدود فنيل آلانين در غذا براي اين مبتلايان مي تواند باعث آسيب مغزي در طي اين عارضه شود، چرا که افراد مبتلا بايستي ميزان فنيل آلانين مصرفي خود را از هر منبعي که باشد از جمله آسپارتام کنترل کنند و آن را به عنوان يک منبع اضافي فنيل آلانين در نظر داشته باشند.
اين گونه افراد در بدو تولد با آزمايش خوني که روي تمام نوزدان انجام مي پذيرند شناسايي مي شوند. در هر حال استفاده از فنيل آلانين به عنوان يک اسيد آمينه شيرين در مورد بيماران ديابتي و افراد چاق برتري هاي بسياري نسبت به مصرف قند دارد و ضمن اين که خطرات بالاي قند را ندارد شيريني مطبوعي را به نوشابه هاي رژيمي مي بخشد.

شناخت دوباره این طب را به جرات می توان مدیون روزنامه نگار مجله نیویورک تایمز یعنی جیمز رستون (James Reston) دانست که در سال 1971 دانست طی مقاله ای به بررسی روشهای طبابت در چین که توسط سوزن انجام می شد، دانست.
در اصل اصطلاح Acupuncture تشریح کننده مجموعه ای از روشها است که توسط آن نقاطی از بدن برای دریافت نتایج مورد نظر با روشهایی خاص مانند استفاده از سوزن تحریک می شود. طب سوزنی امروزه با استفاده از فرو کردن سوزن های خاصی به درون بدن از طریق پوست توسط دست و یا حتی جریان الکتریسیته انجام می شود.
سوزنهایی که در این طب از آن استفاده می شود فلزی هستند و تقریبا" به قطر چند تار موی سر می باشند. بیمارانی که این روش درمان را برای خود انتخاب می کنند اظهارات متفاوتی دارند، اما در مجموع اغلب آنها بیان می کنند که هنگام فرو کردن سوزن به بدنشان احساس درد زیادی نمی کنند. معمولا" تجربه و تخصص پزشک معالجه در استفاده از سوزن می تواند میزان درد حاصله را کاهش یا افزایش دهد.
سازمان مدیریت تغذیه و داروی آمریکا (FDA) در سال 1996 استفاده از سوزنهای مخصوص برای این نوع از روش درمان را تایید کرد. این سوزنها باید استریل باشند و می توان هریک از آنها را برای یک و فقط یک بیمار استفاده کرد. همچنین قبل از هر بار استفاده از سوزنها باید آنها را با الکل یا مواد ضدعفونی کننده تمیز کرد.
امروزه در درمان طب سوزنی ممکن است از جریان
الکتریسته نیز استفاده شود.
طب سوزنی چگونه کار می کند؟
در طب سنتی چین که به TCM به معنی Traditional Chinese Medicine معروف است، بدن انسان تحت تاثیر دو نیروی مخالف هم به نام های یین و ینگ (Yin & Yang) قرار دارد. Yin به صفاتی چون سردی، آرامی و در کل حالت غیر فعال بر میگردد. در حالی که Yang به صفاتی چون گرمی، هیجان و فعال بودن نسبت داده می شود.
در این نگرش، سلامت بدن هنگامی حاصل می شود که میان این دو نیرو تعادل برقرار باشد و عدم تعادل این دو نیرو باعث می شود که جریان حیاطی در بدن که به Qi ("چی" تلفظ می شود) معروف است مختل شود. این جریان از راه ها و نقاط خاصی در بدن گذر می کند. تعداد 12 عدد از این مسیرها و نقاط بعنوان نقاط اصلی و تعداد 8 عدد بعنوان نقاط سطح دوم معرفی می شوند، در مجموع بیش از 2000 نقطه نیز دیگر به آنها متصل میباشد.
اساس طب سوزنی بر تحریک این نقاط استوار است که می تواند جریان Qi در بدن را کنترل نماید. اینکه مدل چینی ها برای بدن درست است یا خیر جای بحث دارد اما دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که تحریک این قسمت های بدن می تواند روی وضعیت شیمایی و عصبی مغز تاثیر بگذارد و در نهایت منجر به عکس العملهایی مانند کاهش درد، تغییر فشار خون و ... شود و در نهایت سلامت بیمار را منجر شود.

مواضع سیستم حلقة نفتالین مثل I شمارهگذاری میگردند. دو ایزومر تک استخلافی نفتالین با پیوشند1- و 2- یا و متمایز میگردند. آرایش گروهها در نفتالنهایی بسیار استخلافی به وسیله اعداد نمایش داده میشود. برای مثال:



C60
C70
ساختن مدل C60 با استفاده از کربنهای هیبریدی SP2 بسیار جالب میباشد. همان طوری که حلقههای پنج ضلعی به وجود میآیند، ساختمان در دست شخص تاب میخورد؛ و به نظر میرسد که در نهایت به خودی خود به صورت توپ بسته میشود. قدری کشش زاویهای به وجود میآید، اما ظاهراً، حداقل جزئی از این کشش با تشکیل پیوندهای اضافی و پخش الکترونها روی این مولکلو بسیار متقارن، جبران میشود.


n آلكالوئيدها: بدون شباهتند، تنها در داشتن ازت مشابهند.
n بر روي سيستم عصبي مركزي اثرات عميقي ميگدارند.
n مانند:
الف: ترياك كه داراي آلكالوئيد مورفين و كدئين وديفنوكسيلات است .
ب: نيكوتين كه از آلكالوئيدهاي پرمصرف است.
ج: استريكنين (Strychnine) و كورار (Curare) كه با آنها شكار مي كنند .
n گليكوزيدها: تركيباتي هستند كه طي هيدروليز به يك الي چند قند و تعدادي از تركيبات ديگر تبديل ميشوند.
n ديژيتاليس(Digitalis) : در گل انگشتانه وجود دارد و براي دردهاي قلبي مفيد است.
n آميگدالين (Amigxalin) از معروفترين گليكوزيدهاست كه در اثر هيدروليز، سيانيد توليد ميكند.در بادام تلخ، هسته زردآلو، آلو، گيلاس و سيب وجود دارد.
n مانيوك(Manioc) يك غذاي عمده مردم مناطق حاره است، اما آنقدر سيانيد آزاد ميكند كه حتي درست كردن آن ميتواند كشنده باشد. و در بين سرخپوستان آمريكاي مركزي دست كردن آنرا به عهده افراد پير ميگذاردند كه احتمالاَ يك قرباني به حساب ميايند.
n ماده بنزآلهيد توسط درك كنندگان بوي سيانيد، بويي شبيه سيانيد دارد و لي بوي آن براي آنها كه بوي سيانيد را درك نميكنند، مانند بوي بادام تلخ است، اينگونه افراد بايد با احتياط بيشتري با سيانيد كار كنند. چرا؟
n روغنها و صمغها:
n يكي از معروفترينآنها ماده مؤثر شاهدانه (Marijuana) است كه با تغيير خودآگاهي، موجب پيدايش اوهام و هذيان ميشود.
n بعضي ديگر از روغنها و صمغها باعث تهوع و اسهال ميگردد.
n اسيد اكساليك:
n اثرات سمي آن ناشي از رسوب دادن كلسيم به صورت اكسالات كلسيم توسط اين ماده است، كه در مسموميت حاد، تراكم كلسيم خون كاهش مييابد كه به بروز علايم عصبي، تشنجات عضلاني و آسيب به كليهها منجر ميشود.
n هالوژتن Halogeton در غرب آمريكا داراي 30% اسيد اكساليك بوده و ده ها گوسفند را در سال از پاي در ميآورد!
n در ايران گياهان تيره اسفناج Chenpodiceae مانند اسفناج و كنگر كه داراي مقدارزيادي از اسيد اكساليك ميباشند مصرف ميشوند اما مصرف آنها به حد كشنده نيست آما درصورت مصرف زياد ويا طولاني مدت ميتواند عوارض كاهش كلسيم را به وجود آورد.(مصرف زياد كنگر تا كنون وقايع مرگباري را بهدنبالداشته)
n بازدارنگان آنزيمي:
n برخي گياهان از جمله گروهي از گياهان تيره نخود، مانند لوبياي سوياSpybeans ، لوبياي ليماlima beans و بادام زميني داراي مهاركننده آنزيم تريپسين ميباشند اما چون اين مهار كننده نسبت به حرارت حساس است براي انسان كه غذاي پخته ميخورد كم اهميت ميباشد اما براي حيوانات خانگي داراي اهميت ميباشد.
n تركيبات مؤثر بر هورمونها:
n تعدادي از گياهان تيره شب بو، مانند كلم، خردل و تربچه داراي موادي مانند تيواوره و فنيل تيو اوره ميباشند كه در درمان پركاري تيروئيد بكار ميرود و ميتوانند باعث جلوگيري از فعاليت تيروئيد شده، ايجاد گواتر نمايند.
n بعضي از افراد مزه تيواوره را خيلي تلخ و بعضي بي مزه احساس ميكنند، اين اختلاف نشاندهنده تأثير ژن در اجتناب از خوردن مواد گواتر زا و ضد تيروئيد ميباشد.
n تركيباتي كه بر توليد مثل جانوران موثر است:
n يكي ازتدابيردفاعي گياهان جلوگيري از توليد مثل دشمنان خود است كه به كمك توليد موادي شبيه هورمونهاي آندوكريني بر روي توليد مثل حشرات و مهره داران اثر گذاشته آنرا مختل ميكند.
n براي تكامل و رشد لارو حشرات وجود هورمون جواني Juvenile hormone لازم است، ليكن براي تبديل لارو به حشره بالغ عدم حضور اين هورمون ضروري ميباشد، و گياهان با توليد موادي شبيه هورمون جواني جلوي اين تبديل را ميگيرند و در نتيجه باعث ممانعت از توليد مثل حشرات ميگردند.
n تعدادي از گياهان كه اكثر آنها به تيره نخود تعلق دارند و غذاي چرندگان را تشكيل ميدهند موادي با اثرات استروژنيEstrogenic ميباشند كه بر بدن مصرف كنندگان شامل انسان، گاو، گوسفند و جوندگان وحشي اثر گذاشته و كيفيت توليد مثل را مختل ميكند.
n در استراليا اثرات زيان بار اين تركيبات بر روي توليد مثل گوسفندان مطالعه شده است.
n اهميت استروژنهاي گياهي تنها در پرورش حيوانات اهلي خلاصه نميگردد، بلكه در اكولوژي نقش عمدهاي ايفا ميكند.
n گياهان يكساله كاليفرنيا درطي دوره خشك سالي توليد استروژنهاي گياهي ميكنند هنگامي كه بلدرچين از برگهاي گياهان تغذيه ميكند، تركيبات موجود در گياهان از توليد جوجههايي كه با غذاي نا كافي مواجه خواهند شد جلوگيري ميكنند. كه هم به نفع بلدرچين است و هم به نفع بقاء و بذر پاشي گياهان علفي در طي
| Design By : Night Skin |


