تبليغاتX
هسته علمی زیست شناسی بسیج دانشجویی


هسته علمی زیست شناسی بسیج دانشجویی

(زیست شناسان بدون مرز)





















 

 

 

اسرار خودكشي سلولي

 

يك محقق آمريكايي و دو پژوهشگر بريتانيايي به سبب كشفيات درخشان در ارتباط با خودكشي سلول هاي سالم، موفق به كسب جايزه نوبل فيزيولوژي و پزشكي شدند.
اين كشفيات كه اساساً به واسطه بررسي و مطالعه نوعي كرم ريز حاصل آمده، برفرآيند مرگ برنامه ريزي شده سلول هاي سالم يا به اصطلاح «
apoptosis» پرتو مي افكند و پرده از اسرار خودكشي سلولي برمي دارد. مرگ برنامه ريزي شده سلول هاي سالم فرآيند بسيار مهمي در توسعه و رشد و نمو بافت ها و اندام هاي مختلف بدن به شمار مي رود و بدون وجود اين فرآيند روند رشد و نمو بسياري از بافت ها و اندام ها دچار اختلال مي شود، اما همين روند مفيد و ضروري در بسياي از بيماري ها نيز نقش قابل توجهي ايفا مي كند.
سيدني برنر (
sydney Brenner) ۷۵ ساله و تبعه انگليس كه مؤسسه علوم مولكولي بر كلي را تأسيس كرد و اينك پروفسور مؤسسه مطالعات زيست شناختي سالك در سن ديگو است، اچ. رابرت هورويتز (H.Robert Horvitz) ۵۵ ساله پروفسور مؤسسه تكنولوژي ماساچوست در كمبريج و پژوهشگر مؤسسه پزشكي هوارد هيوز و همچنين سرجان اي.سالستون (John E.Sulston) ۶۰ ساله از مؤسسه سگنر در كمبريج انگلستان، سه محقق برجسته اي هستند كه نوبل فيزيولوژي و پزشكي سال جاري را به خود اختصاص داده اند. اين سه پژوهشگر كه در دهه ۱۹۷۰ با يكديگر در كمبريج انگلستان همكاري مي كردند، به پاس خدمات ۳۰ ساله به جامعه علمي كه با بررسي يك كرم يك ميليمتري توأم بوده است، يك ميليون دلار جايزه را ميان خود تقسيم خواهند كرد.
تحقيقات اين محققان در خصوص مرگ برنامه ريزي شده سلول ها موجب شده است تا دانشمندان نگرش بهتري در ارتباط با سرطان و شيوه حمله و هجوم برخي از ويروس ها و باكتري ها به سلول هاي انسان بيابند. هيأت نوبل مؤسسه كارولينسكا در استكهلم سوئد، با بيان اين مطلب افزود علت انتخاب اين سه تن براي دريافت جايزه نوبل، كاربر وسيع و مهم يافته هاي آنان در ارتباط با بررسي سرطان ها و بيماري هاي مختلف بوده است. بدن ما به طور طبيعي از خودكشي سلولي جهت رشد و نمو سلول هاي ايمني و عملكرد آنها و همچنين براي برطرف كردن سلول هاي غيرضروري يا آسيب ديده استفاده مي كند.
فرآيند خودكشي سلولي به واسطه عملكرد ژن هاي خاصي كه مسؤول كنترل آن هستند، ظهور مي نمايد و اين ژن هاي ويژه در شماري از بيماري ها در واقع مورد سوءاستفاده و استفاده نامطلوب قرار مي گيرد. به طور مثال در بيماري ايدز، حملات قلبي، سكته و بيماري هاي تحليل برنده سيستم اعصاب مركزي، سلول هاي بدن در پي يك فرآيند خودكشي افراطي و بي رويه از ميان مي رود و اين روند مشكلات عديده اي را براي بدن پديد مي آورد. از سوي ديگر در شماري از بيماري هاي ديگر نظير خود ايمني و نيز سرطان، عكس اين وضعيت رخ مي دهد و كاهش مرگ طبيعي سلول هايي كه به طور طبيعي بايد از بين بروند، براي بدن مشكل ساز مي شود.
زيست شناسان بررسي كننده رشد و نمو جنين، نخستين كساني بودند كه مرگ برنامه ريزي شده سلول ها را مورد توصيف قرار دادند و تشريح كردند كه چطور در مرحله جنيني برخي از سلول هاي غيرضروري و زايد توسط اين فرآيند از بين مي روند. بهترين مثال عيني اين فرآيند را مي تواند در دگرديسي لارو قورباغه و وزغ ها (تتارها) و تحليل برخي از اندام ها براي رسيدن به بلوغ مشاهده كرد. خودكشي سلولي در شكل دادن رشد مغزي نيز نقش برجسته اي به عهده دارد و بسياري از سلول هاي اوليه به مرور طي اين فرآيند حذف مي شود.

برنر، هورويتز و سالستون مدت مديدي در جهت رمزگشايي از فرآيند خودكشي سلولي به فعاليت پرداختند و سرانجام ژن هاي ويژه كنترل كننده مرگ برنامه ريزي شده سلولها را يافتند. آنها به وضوح نشان دادند كه چطور مرگ ۱۳۱ سلول از ۱۰۹۰ سلول اوليه كرم مورد مطالعه ( نوعي نماتود) تحت كنترل شماري از ژن ها قرار دارد؛ ژن هايي كه در موجودات زنده عالي تر همچون انسان نيز به چشم مي خورد و همين عملكرد را به نمايش مي گذارد.
بنا به اظهار دكتر هورويتز، كنترل غيرطبيعي خودكشي سلولي در بدن مي تواند نقش محوري در ابتلا به برخي سرطان ها، بيماري هاي خودايمني و بيماري هاي تحليل سيستم عصبي ايفا كند و درك بهتر ما از مرگ برنامه ريزي شده سلول ها مي تواند به توسعه درمان هاي جديد و مؤثرتري براي سرطان و ساير بيماري هاي مهلك بينجامد.
دكتر هورويتز مي گويد: «آگاهي از آنچه كه منجر به مرگ سلول ها مي شود و آنچه كه مي تواند فرآيند مرگ سلولي در نماتود را متوقف كند، ممكن است به شناسايي عواملي براي تنظيم مرگ سلول ها در بيماري هاي انساني نظير سرطان و بيماري ها تحليل سيستم عصبي كمك نمايد.»

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 7:16 قبل از ظهر توسط s m k| |

سلام

در مورد بیماری ایدز قبلا مطلب نوشته بودیم با جستجو در وبلاگ میتوانید به لینک آن مطلب دسترسی داشته باشید.

 

تاریخچه ی زیست شناسی در ایران....

 

انجمن زیست شناسی ایران نخستین بار در سال 1352 دایر گردید.با توجه به اینکه گذشته زیست شناسی ایران را می توان به تاسیس دارالفنون در سال 1229 که با دو رشته پزشکی و فنی آغاز به کار نمود، دانست.

پس از دارالفنون، دارالمعلمین مرکز(سال 1298) سپس دارالمسلمین عالی(سال 1307) و پس از آن دانشسرایعالی (سال 1313) تشکیل گردید که دارای پنج رشته در زمینه های فلسفه و ادبیات فارسی، تاریخ، جغرافیا، ریاضی، فیزیک  شیمی و علوم طبیعی بودند دانشگاه تهران نیز در سال 1313 تاسیس گردید و دانشکده علوم دانشگاه تهران با سه رشته ریاضی فیزیک، شیمی و علوم طبیعی در سال 1330 در محل فعلی آن در دانشگاه تهران آغاز به کار نمود.

رشته زیست شناسی در سطح کارشناسی پس از دانشگاه تهران به ترتیب در دانشگاه اصفهان(سال 1344) دانشگاه فردوسی مشهد(سال 1347) دانشگاه رازی کرمانشاه(سال 1350) و دانشگاه های شهید باهنر کرمان و ارومیه(سال1356) به فعالیت پرداخت و پس از آن بطور پیوسته در دانشگاه های مختلف کشور دوره های کارشناسی ارشد و دکتری توسعه پیدا کرد.

در شهریور ماه1371 در اولین گردهمائی زیست شناسان ایران انجمن زیست شناسی بار دیگر فعالیت خود را از سر گرفت و هر ساله در یکی از دانشگاه های کشور به تشکیل یک کنفرانس سراسری مبادرت نموده است. در دومین گردهمائی (شهریور 1372) با ارائه مقالات علمی- پژوهشی انجمن زیست شناسی ایران انتشار مجله زیست شناسی ایران را پایه گذاری نمود.

 

نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 8:54 قبل از ظهر توسط s m k| |



کافئین، ماده طبیعی است که در بسیاری از غذاها و نوشابه‌ها از جمله قهوه، چای، شکلات یافت می‌شود، می‌تواند باعث علائمی متفاوت از فردی به فرد دیگر شود.
این  علائم که به آن "حساسیت به کافئین"‌می‌گویند که به میزان کافئینی اشاره دارد که فرد باید مصرف کند، قبل از آنکه عوارض جانبی ناشی از این ماده در او بروز کند.

برخی از عوارض شایع ناشی از کافئین اینها  هستند:

افزایش سرعت ضربان قلب.
تکرر ادرار.
تهوع و استفراغ.
بیقراری و بیخوابی.
اضطراب و افسردگی.
لرزش اندام‌ها.
اگر شما هریک از این علائم  به طور مرتب در شما بروز می‌کند، باید با دکترتان مشورت کنید.
تحمل شما نسبت به کافئین ممکن است کمتر از حدی باشد که فکر می‌کنید.
 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط s m k| |

 

کراتین ترکیبی از دسته ترکیبات پروتئینی است که از سه آمینواسید متیونین، آرژنین و گلیسین تشکیل می‌گردد. این ماده در بدن به‌صورت ترکیب فسفاته (کراتین فسفات) درآمده و به‌عنوان یکی از منابع ذخیره انرژی به‌ویژه در فعالت‌ها و ورزش‌های سرعتی و انفجاری به‌کار می‌رود. بیشتر ذخیره کراتین در ماهیچه‌های اسکلتی قرار دارد.در حال حاضر سالیان متمادی است که این ترکیب به‌عنوان مکمل در ورزش‌های مختلف به‌کار می‌رود و مطالعات سالیان اخیر نشانگر آن است که مصرف مکمل کراتین می‌تواند موجب افزایش میزان و محتوای کراتین موجود در عضلات گردد. البته برخی مطالعات دیگر پس از مصرف این مکمل افزایشی در توان ورزشی ورزشکاران مشاهده نکرده‌اند. لیکن اغلب مطالعات انجام شده تاکنون نشانگر آن هستند که مصرف تقریبی ۲۰ گرم از این ماده برای ۷-۵ روز موجب افزایش عملکرد سرعتی فرد به میزان ۵%-۱ شده و کار انجام شده توسط وی را در ورزش‌های سرعتی تکرار شونده (متناوب) ۱۵% افزایش می‌دهد.همچنین در صورتی که مکمل کراتین برای مدت یک یا دو ماه مصرف گردد. موجب افزایش توان سرعتی فرد (۸%-۵)، افزایش قدرت فرد (۱۵-۵ درصد) و توده بدون چربی فرد (۳%-۱) می‌شود.براساس اطلاعات موجود اثر کارافزائی این مکمل وابسته به میزان برداشت آن توسط عضلات می‌باشد.با توجه به اینکه این ماده هنوز از طرف کمیته بین‌المللی المپیک با محدودیت و یا منع مصرفی مواجه نشده است، بنابراین در بین ورزشکاران به‌عنوان یک مکمل کارافزا از جایگاه خاصی برخوردار است.تنها اثر جانبی شناخته شده از مصرف این مکمل افزایش وزن بدن فرد می‌باشد و در حال حاضر تحقیقات بیشتر در رابطه با پاسخ افراد مختلف به این ماده، اثر آن در ورزش‌های متناوب و دوره‌ای، اثرات جانبی آن و اثرات طولانی مدت مصرف آن بر ورزش‌های استقامتی موردنیاز است.
اثرات جانبی کراتین
از عمده‌ترین سؤالات مصرف‌کنندگان پیرامون مکمل کراتین اثرات جانبی این ماده می‌باشد. بررسی‌ها و مطالعات محققین علوم پزشکی جهت شناسائی عوارض جانبی احتمالی کراتین در حال انجام است.
برخی از این عوارض درمنابع علمی درج گردیده‌اند و اغلب آنها به جهت تجمع آب در بدن به‌ویژه در نواحی روده و ماهیچه اسکلتی می‌باشد. این تجمع آب ممکن است به دهیدراسیون یا کم‌آبی متعاقب دریافت کراتین منجر گردد. بنابراین هنگامی که مکمل کراتین مصرف می‌کنید، حداقل ۱ اونس (۳۰ گرم) آب به ازاء کیلوگرم وزن بدن مصرف کنید. برخی اثرات جانبی احتمالی ناشی از مصرف این مکمل به قرار زیر می‌باشد.
البته قبل از هر گونه اظهارنظری ذکر این نکته الزامی است که این عوارض تنها در مطالعات موردی مشاهده شده است و هنوز در مطالعات وسیع‌تر مورد تأئید قرار نگرفته است. علاوه بر آن همانطور که مطالعه خواهید نمود این عوارض عمدتاً در اثر عدم تعادل آب و مواد معدنی در بدن بروز می‌نماید و با رعایت یک برنامه غذائی متعادل و مخلوط نمودن کامل پودر کراتین در آب یا آبمیوه قابل پیشگیری است و تنها اثری که توجه خاصی را می‌طلبد احتمال ایجاد بار اضافی بر کلیه‌ها متعاقب مصرف کراتین می‌باشد.
افزایش وزن
عمده‌ترین عارضه جانبی مصرف کراتین افزایش وزن می‌باشد. به‌طوری که در برخی مطالعات تا ۳ کیلوگرم (۶/۶ پوند) افزایش وزن را در هفته نخست مصرف کراتین گزارش نموده‌اند.دلیل اصلی این موضوع حرکت آب از خون به داخل ماهیچه‌های اسکلتی می‌باشد و این امر موجب بزرگ شدن ماهیچه‌ها می‌گردد که volumizing نامیده می‌شود؛ زیرا دلیل آن، افزایش حجم ماهیچه می‌باشد. این عارضه جانبی در برخی از ورزش‌ها نظیر بدنسازی ارزشمند است. لیکن در انواع دیگری از ورزش‌ها نظیر دویدن در فواصل طولانی و ورزش‌های استقامتی که افزایش وزن برای آنها مضر می‌باشد و به خستگی بیشتر ورزشکار منجر می‌شود و نیز روش‌هائی که در محدوده‌ وزنی خاص انجام می‌شوند، مطلوب نیست.
دهیدراسیون
حفظ وضعیت مطلوب آب بدن در هنگام دریافت کراتین ضروری است. این موضوع از آن جهت حائزاهمیت است که پس از مصرف کراتین آب بدن در ماهیچه‌های اسکلتی تجمع یافته و محتوای آب در سایر بافت‌های بدن کاهش می‌یابد.یکی دیگر از عواقب دریافت مکمل کراتین کاهش ادرار بدن می‌باشد که این امر به‌ویژه اگر تمرین ورزشی سنگین بوده و در آب و هوائی گرم صورت گیرد. می‌تواند به نقص تنظیم حرارت بدن و متعاقب آن خستگی ناشی از گرما منجر گردد. این پیش‌آگهی به‌ویژه در ورزش‌های انفرادی نظیر کشتی حائزاهمیت می‌باشد، جائی که ورزشکاران موظفند قبل از شرکت در مسابقات در اوزان مختلف دسته‌بندی شوند. این ورزشکاران اغلب وزن خود را با محدود کردن مصرف مایعات کاهش می‌دهند و ترکیب شدن محدودیت مصرف مایعات و مصرف نمودن مکمل کراتین، می‌تواند موجب تشدید حالت کم‌آبی گردد.
عوارض گوارشی
گزارشاتی مبنی بر ناراحتی‌های گوارشی نظیر تهوع و اسهال متعاقب مصرف کراتین به‌ویژه هنگامی که دز بالائی از این ماده مصرف شده باشد، ارائه گردیده است.بروز این عوارض می‌تواند به جهت حل نکردن کامل کراتین در آب قبل از مصرف آن باشد و با حل کردن کراتین در حداقل ۱۶ اونس آب یا آبمیوه قبل از مصرف آن، قابل پیشگیری است. مقادیر زیاد شکر که گاهاً همراه با کراتین مصرف می‌گردد نیز ممکن است با اختلال در تخلیه معده موجب بروز ناراحتی‌های گوارشی گردد. البته این عوارض هنگامی که کراتین در مقادیر اندک مصرف شده باشد، نادر است.
کشیدگی، گرفتگی عضلات
برخی گزارشات دلالت بر آن دارند که متعاقب مصرف کراتین میزان گرفتگی و کشیدگی عضلانی افزایش می‌یابد. این صدمات می‌تواند به جهت عدم تعادل ایجاد شده در الکترولیت‌های بدن باشد که خود از پیامدهای کم‌آبی بدن می‌باشد. بر این اساس در هنگام مصرف کراتین مقادیر بیشتری مایعات مصرف کنید و از مصرف میوه‌جات و سبزیجات غافل نشوید.
ناراحتی کلیوی
یکی از مهمترین نگرانی‌های مصرف‌کنندگان کراتین احتمال فشار بی‌مورد بر کلیه‌ها و کبد در اثر دریافت مکمل کراتین می‌باشد. این موضوع زمانی که کراتین در مقادیر زیاد مصرف شود. برای مثال در طی دوره بارگیری، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در این شرایط کلیه‌ها بایستی بیشتر کار کنند تا بتوانند جریان خون را از بخشی از کراتین که جذب بافت‌ها نشده است؛ پاک کنند و این کار به دفع کراتین اضافی از ادرار در افرادی که مقادیر زیاد کراتین را مصرف نموده‌اند. منتهی می‌شود، بر همین اساس افرادی که سابقه ابتلا به بیماری‌های کلیوی دارند، بهتر است از مصرف کراتین پرهیز کنند.

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط s m k| |

 

 

سلول های بنیادی جنینی :
کدام مرحله از زندگی رویانی برای تولید Stem Cell(SC) مهم است؟
سلول های بنیادی جنینی همان طور که از اسمشان مشخص است از جنین گرفته می شوند.در واقع این سلول ها از جنین های گرفته می شوند که از طریق لقاح مصنوعی((IVF در آزمایشگاه و با اطلاع اهداکنندگان اسپرم و تخمک به دست آمده اند.هیچگاه این سلول ها در یک رویان که از بدن مادر گرفته شده استخراج نمی شوند.جنینی که از آن سلول های بنیادی گرفته می شود به طور طبیعی حدود سن چهار یا پنج روزگی را دارد و به شکل یک توده گرد است که آن را بلاستوسیست ((blastocyst می نامند.
در واقع blastocyst ساختار مخصوصی هست که از3 بخش تشکیل شده است :
1-trophoblayt که لایه سلول های احاطه کننده blastocyst هستند.
2-blastocoel که در واقع یک حفره در داخل blastocyst است.
3-inner cell mass : گروهی متشکل از تقریبا 30 سلول که در یک انتهای blastocyst دیده می شود.

B.چگونه سلول های بنیادی در آزمایشگاه کشت داده می شوند؟
رشد سلول های بنیادی در محیط آزمایشگاه را اصطلاحا "کشت سلولی" یا "cell culture " می نامند.در واقع جدا کردن سلول های بنیادی جنینی از طریق انتقال inner cell masis به یک ظرف کشت آزمایشگاهی پلاستیکی که شامل یک بستر تغذیه ای به نام "محیط کشت" یا "culture medium" می باشد انجام می گیرد.تقسیم و ازدیاد سلول ها بر روی سطح این ظرف انجام می گیرد. سطح داخلی این ظرف به صورت typical به وسیله سلول های پوست جنین موش پوشیده شده است. این سلول ها قادر به تقسیم شدن نیستند. به این لایه پوشاننده سلولی در اصطلاح feeder layer گفته می شود.دلیل استفاده از این سلول ها فراهم آوردن یک سطح طبیعی به منظور چسپیدن سلول های inner cell mass به آن و عدم جداشدنشان است. در واقع این عمل به منظور حمایت فیزیکی از سلول هایمان انجام می گیرد.
در ضمن سلول های این لایه مواد مغذی را به داخل محیط کشت رها می کنند.
اخیرا دانشمندان راه های جدیدی را به منظور کشت سلولهای بنیادی جنین بدون استفاده از feeder layer را فراهم کرده اند.این روش به عنوان نقطه عطفی در فرایند کشت سلولی به حساب می آید.زیرا ریسک انتقال برخی مواد مضر و اسیب رسان از سلول های موشی به سلول های انسانی را به حداقل می رساند.(این مواد مضر شاملMacromulecules مثل Viruses می باشد)
پس از چند روز سلول های کشت داده شده شروع به رشد و تقسیم شدن (proliferation) در این محیط می کنند.
هنگامی که این عمل انجام گرفت سلول های کشت داه شده که الان زیاد شده اند را از این محیط برداشته و به محیطهای تازه کشت منتقل می دهند.
پروسه کشت مجدد سلول ها بارها و بارها برای چندین مرتبه و به مدت چندین ماه تکرار می شود. این عمل را اصطلاحا subculturing می نامند. هر کدام از سیکل های subcultring را در اصطلاح پاساژ(passage)
می نامند. بعد از 6 ماه یا بیشتر 30 سلول اولیه که در غالب inner cell mass استفاده کردیم تبدیل به هزاران میلیون "سلول بنیادی جنینی" می شوند. سلول هایی را که در این دوره 6 ماه و در این محیط کشت مخصوص تقسیم شده و در عین حال تماییز نیابند را چند ظرفیتی (pluripoten) می نامند. حال اگر این سلول ها از نظر ظاهر ژنتیک نیز طبیعی باشند آن ها را embryonic stem cel line می نامند.
یک cell line را می توانیم تثبیت کنیم (البته این عمل در مراحل قبل هم قابل انجام است) و آن ها را فریز کرده و به آزمایشگاه های دیگر به منظور کشت بیشتر و آزمایشات فراتر منتقل کنیم.

C .تست های آزمایشگاهی انجام شده به منظور تشخیص سلول های بنیادی جنینی کدامند؟
در مراحل مختلف کشت سلول، دانشمندان سلول ها را مورد آزمایش قرار می دهند و تا ببینند آیا سلول های مذکور توانایی ها و ویژگی های سلول بنیادی را دارند یا خیر.به این فرایند در اصطلاح characterization گفته می شود.
تا کنون دانشمندان بر روی این قضیه که کدام تست می تواند به عنوان تست استاندارد به منظور تشخیص و اندازه
گیری خواص این سلول ها به کار رود توافق نکرده اند. هر چند بسیاری از این تست ها که مورد استفاده قرار می گیرند نمی توانند ویژگی های این سلول ها به طور کامل مورد بررسی قرار بدهند.به همین دلیل دانشمندان به منظور بررسی این سلول ها از چندین تست به طور هم زمان استفاده می کنند.
این تست ها شامل موارد ذیل است :
1- رشد و subcultring سلول ها به مدت چند ماه : این تست ما را مطمئن می سازد که سلول ها قدرت و توانائی نوسازی خود برای مدت طولانی (long-term self-renewal) دارند.دانشمندان سلول های حاصل از این عمل را در زیر میکروسکوپ بررسی می کنند تا مطمئن شوند که سلول ها ظاهری ساده دارند و در ضمن تمایز هم پیدا نکرده اند (undifferentiated).
2- استفاده از تکنیک های مخصوص جهت تعیین حضور مارکرهای سلولی خاص بر روی سطح این سلول ها که فقط در سلول های تمایز نیافته دیده می شوند.
3- یک تست دیگر که مورد استفاده قرار می گیرد بررسی حضور پروتئین مخصوصی به نام oct-4است که فقط در سلول های غیر تمایز یافته (undifferentiated) دیده می شود.
این پروتئین در واقع یک فاکتور رو نویسی است که موجب تغییر حالت ژن بین دو حالت روشن و خاموش در زمان مناسب می شود. پدیده ای که به منظور تمایز سلول ها و هم جنین توسعه جنین یک امر ضروری است.
4- بررسی کروموزوم ها زیر میکروسکوپ : روشی است که به ما کمک می کند تا ببینیم آیا کروموزوم ها، آسیب دیده اند یا خیر و هم چنین می توانیم از نظر سالم بودن تعداد آن ها نیز این عمل را انجام بدهیم. البته این آزمایش مشخص نمی کند که آیا در سلول های مذکور جهش اتفاق افتاده است یا خیر.
5- تعیین اینکه آیا سلول های مذکور بعد از فریز شدن مجددا قادر به تقسیم و کشت دادن هستند یا خیر.
6- به منظور تعیین قدرت سلول ها در تبدیل شدن به سلول های تخصصی ، می توان 3 تست را روی آن ها انجام داد.
* : اجازه دادن به سلول که در میحط کشت به طور هم زمان تمایز نیز پیداکنند.
* : دستکاری سلول ها که این اجازه را به آن ها می دهد تا به سلول ها تخصصی تمایز پیدا کنند.
* :تزریق سلول های مذکور به موش به منظور بررسی توانائی تولید موتورهای خوش خیم به نام تراتوما (tratoma) [تومورهایی متشکل از سلول هایی تمایز یافته و یا تا حدودی تمایز یلفته است که مشخص کننده این توانائی در سلول های بنیادی جنینی است که اینها قادر به تبدیل شدن و تمایز به انواع متعددی از سلول ها می باشند]
D :چگونه سلول های بنیادی جنینی را به سمت تمایز تحریک می کنند؟
تا زمانی که سلول های ما در یک محیط کشت معین و تحت شرایط خاص کشت قرار داشته باشد قادربه تبدیل شدن به سلول های تخصصی نیستند. اما اگر این شرایط را تغییر بدهیم به گونه ای که سلول ها بتوانند در کنار هم قراربگیرند و تشکیل اجسام شبیه رویانی را بدهند سلول های مذکور شروع به تمایز می کنند.
این سلول ها می توانند به سلول های عضلانی ، سلول عصبی و بسیاری از انواع سلول های دیگر تبدیل شوند. اگرچه تمایز هم زمان به عنوان نشانه ای در اثبات سالم بودن محیط های کشت سلولی می باشد اما یک راه موثر برای تولید کشت هایی از انواع سلولی نمی باشد.
به منظور فائق آمدن به این مشکل دانشمندان زیادی توجه خود را بد سمت تمایز سلول ها به یک سلول تخصصی خاص معطوف کردند.برای رسیدن به این هدف آن ها اقدام به تغییر در ترکیبات شیمیائی محیط های کشت، تغییر سطح ظروف کشت و تغییرات ژنتیکی به وسیله وارد کردن یک ژن خاص در سلول ها کردند و در طی این سالها اصول خاص را به منظور تمایز سلول ها به انواع تخصصی را پایه گذاری کردند که تحت عنوان اصول تمایز مستقیم (DD) شناخته می شوند.

 

درمان كمردردبه كمك سلول هاي بنيادين

محققان مي گويند با استفاده از سلول هاي بنيادين كمر درد را درمان مي كنند .پايگاه دانشگاه منچستر : محققان در اين روش با استفاده از برخي سلول هاي بنيادين , ديسك بين مهره‌اي را ترميم مي كنند وچون از سلول هاي خود بيمار استفاده مي شود دستگاه ايمني بدن بيمار عليه بافت جديد واكنش نشان نمي دهد.سلول هاي بنيادين مورد استفاده از نوع سلول هاي بنيادين مزدنشيمي است كه از مغز استخوان بيماران استخراج مي شود و در محل ديسك بين مهره اي آسيب ديده تزريق مي شود.اين روش براي يك نوبت انجام مي شود و بيمار را از مصرف داروهاي مسكن كه برخي از آنها عوارض زيادي نظير عوارض گوارشي دارند بي نياز مي كند.

علت درد كمر آسيب ديدن ديسك بين مهره‌اي است كه موجب تحت فشار قرار گرفتن ريشه هاي عصبي در نخاع مي شود.به طور معمول شيوه هاي مورد استفاده براي درمان كمر درد تسكين درد است و در واقع عامل زمينه اي اين بيماري درمان نمي شود.بيماري كمر درد يكي از رايج ترين انواع بيماري ها در جوامع مختلف به شمار مي رود و در اين گروه ازبيماران به طور معمول دردهاي كمر عود مي كند .

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 8:0 قبل از ظهر توسط s m k| |

 

ایران به كشورهای پیشرفته دارای جراحی های پیچیده قلب پیوست
باگسترش جراحی قلب آندوسكوپیك دركشور، ایران در جمع چند كشور پیشرفته دارای جراحی های پیچیدة قلب قرارگرفت.

در این نوع جراحی كه  اكنون در تهران و شیراز انجام می شود، جراحی قلب روی دریچه ها بدون بازشدن جناق سینه بیمار و به كمك تصاویر ویدیوئی انجام می شود.

 درد و ناراحتی بسیار كمتر در مقایسه با جراحی قلب باز، از ویژگی های جراحی قلب آندوسكوپیك است.

 این نوع جراحی كه فقط برای جراحی دریچه های داخل قلب و بستن سوراخ بین دو دهلیز كاربرد دارد، تاكنون فقط در اختیار شمار معدودی از كشورهای اروپایی و آمریكایی قرار داشت.

 

كاهش ناگهانی شنوایی و ارتباط آن با سكته مغزی

كاهش ناگهانی شنوایی ،زنگ خطری برای سكته مغزی است .

محققان در تایوان ،با بررسی بیش از هزار بیمار كه به علت كاهش شنوایی  ناگهانی در بیمارستان بستری شده بودند، وضع  سلامت آنان را به مدت 2 سال پیگیری كردند .

این بررسی كه نتایج آن در مجله  استروك چاپ شد ، نشان می دهد ، افرادی كه به كاهش  شنوایی  ناگهانی مبتلا شده اند حدود 2 برابر دیگران به سكته مغزی دچار می شوند .

 بر اساس این بررسی ، محققان به افراد توصیه می كنند: درصورت ابتلا به كاهش شنوایی  ناگهانی به ویژه در صورت  همراهی با دیابت ،افزایش  چربی یا پرفشاری خون ، تحت مراقبت های دقیق پیشگیرانه  پزشكی قرار بگیرند.

 

سلامت قلب با رعایت بهداشت دهان و دندان

نتایج یك مطالعه جدید نشان می‌دهد بیماریهای دندان و لثه می‌تواند باعث افزایش سطح چربی‌های تری گلیسیرید در خون شده و به سلامت قلب آسیب وارد كند.

دكتر ماهش ورما رئیس انستیتو علوم دندانپزشكی مائولانا آزاد هند در این باره گفت: عفونت های لثه می‌تواند روی رگ های خونی در دندان ها تاثیر گذاشته و به این ترتیب باكتری‌های مضر و خطرناك به همراه جریان خون به قلب منتقل می‌شوند.

متخصصان می‌گویند: بهداشت دهان و دندان اغلب به دلایل مختلف نادیده گرفته می‌شود.

به رغم آگاهی از اینكه بهداشت دندان ها یك ضرورت است، باور عمومی و غلط مردم این است كه پیشگیری و تمیز كردن دندانها و لثه به دندان ها آسیب رسانده و باعث ضعیف شدن لثه‌ها می‌شود كه نتیجه آن جا به جا شدن دندان است.

دندانپزشكان تاكید می‌كنند: اگر به طور منظم هر شش ماه یكبار چكاپ دندان ها برای پیشگیری انجام نشود این بی توجهی منجر به بیماری های مزمن لثه شده و لثه‌ها ضعیف می‌شوند كه پیامد نهایی آن شل شدن دندان ها و از دست دادن تمام آنها است.

این در حالی است كه نتایج مطالعات اخیر نشان داده است: عدم رعایت بهداشت دهان و دندان علاوه بر این كه بر خود این اعضا تاثیر نامطلوب بر جای گذاشته و باعث بیماری آنها می‌شود بلكه درعین حال می‌تواند به قلب نیز آسیب وارد كند.

طبق پژوهش اخیر بین ابتلا به بیماریهای لثه و افزایش میزان تری گلیسیرید در خون رابطه وجود دارد و همچنین عفونت موجود در لثه‌ها می‌تواند از طریق جریان خون به قلب و عروق وارد شود.

 


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط s m k| |

 

پوكي استخوان چيست؟
پوكي استخوان يا استئوپروز، عبارت از حالتيست كه در اثر تخريب بافت استخواني، توده‏اي استخوان كاهش يافته سرانجام به شكستگي استخوان منجر مي‏شود (تعداد و اندازه‏ي تيغه‏هاي استخواني بافت استخواني كاهش مي‏يابد).
توده‏ي استخواني هر فرد معمولاً در 30 تا 35 سالگي به بيشترين حد خود مي‏رسد. پس از اين سن، كم شدن توده استخوان به صورت يك روند طبيعي آغاز مي‏شود. در واقع با افزايش سن، مقدار استخواني كه تخريب مي‏شود، بيشتر از مقداري است
كه ساخته مي‏شود. اگر بتوانيم ساختمان داخلي بافت استخواني را با ميكروسكوپ ببينيم، در حالت طبيعي، شبيه كندوي عسل است كه با تخريب بافت استخواني در اين كندو اندازه‏ي فضاهاي خالي بزرگتر مي‏شود و به عبارتي پوك‏تر مي‏شود. بدين ترتيب، استخوانها نازك و شكننده مي‏شوند، به حدي كه به راحتي و حتي به خودي خود مي‏شكنند.(مخصوصاً در ناحيه سر استخوان ران كه در گودي استخوان لگن جا دارد، ستون مهره‏ها و مچ دست). زمان يائسگي عامل خطر ديگري براي پوكي استخوان است، بطوريكه بعضي، عملاً پوكي استخوان را فقط بيماري دوران يائسگي مي‏دانند. هنگام يائسگي، مقدار هورمون (استروژن) در بدن زنان خيلي كم مي‏شود. پايين آمدن اين هورمون در خون، از دست دادن (استحكام) استخوان و پوكي آن را سبب مي‏شود. پوكي استخوان، بيماري خاموش نيز ناميده مي‏شود، زيرا ممكن است شما متوجه هيچ علامتي نشويد. طي سالها ممكن است استخوانهايتان را از دست بدهيد، اما ندانيد كه پوكي استخوان داريد، تا زمانيكه ناگهان يكي از استخوانهايتان بشكند. بعضي مواقع، وجود برخي از بيماريها مثل پركاري تيروئيد، كم كاري غدد جنسي، آرتريت روماتوئيد، يا مصرف بعضي از داروها مثل كورتن و لووتيروكسين باعث كم شدن قدرت استخوانها و در نتيجه پوكي آنها مي‏شود.
سن شروع وشيوع پوكي استخوان: 
  در زنان پوكي استخوان چهار برابر مردان ديده مي‏شود. در سالهاي بعد از يائسگي، مخصوصاً در سالهاي اول، معمولاً قدرت استخوان با سرعت زيادي كاهش مي‏يابد. سپس اين سرعت كم مي‏شود ولي روند پوكي استخوان ادامه مي‏يابد. زنان،
مخصوصاً آنها كه بيشتر از 60 سال دارند بيشترين مبتلايان به پوكي استخوان‏اند. در مردان با افزايش سن، كاهش ناگهاني و عمده‏ي هورمونهاي جنسي، چنان كه در زنان اتفاق مي‏اافتد، پيش نمي‏آيد. كاهش تراكم وقدرت استخوان در آنها خيلي آهسته‏تر اتفاق مي‏افتد. اما در 65 تا 70 سالگي، زنان و مردان با يك سرعت استخوانهاي خود را از دست مي‏دهند.

علائم و عوارض پوكي استخوان:   
چنان كه قبلاً گفته شد، ممكن است دچار پوكي استخوان باشيد، بدون آن كه از بيماري خود اطلاع داشته باشيد. به همين سبب است كه پوكي استخوان ”بيماري خاموش“ و يا ”بيماري بي‏سر و صدا“ ناميده مي‏شود. در مراحل اوليه‏ي بروز
پوكي استخوان، علائم آن به ندرت ظاهر مي‏شود، كه اين ظاهر نشدن علائم تشخيص بيماري را دشوار مي‏كند.
پوكي استخوان در مراحل بعدي موجب بروز مسائل زير مي‏گردد:
- شكستگي خود به خود يا با كمترين ضربه بر استخوانها مخصوصاً در نواحي ران و لگن، كمر و ستون مهره‏ها كه غالباً اين اولين علامت است.
- كمر درد شديد در نقطه‏اي خاص كه نشانه شكستگي ست.
- قوز پشت كه موجب انحناي پشت يا قوز درآوردن مي‏‎شود.
- كوتاه شدن قد.
بعضي از محققان عقيده دارند افتادن دندانها در سالهاي بالا نيز ناشي از همين پوكي استخوان است
از نمونه‏هاي شكستگيهاي خود به خودي اين است كه شايد روزي كه فرد خم مي‏شود تا ساك خريد روزانه‏اش را بردارد و به خريد برود، دردي شديد در پهلويش احساس مي‏كند و بعداً متوجه مي‏شود كه دنده‏اي شكسته دارد. وقتي بيماري خيلي شديد باشد،
فشارهاي خفيفي مثل خم شدن به جلو، بلند كردن جاروبرقي، عطسه يا سرفه كردن مي‏تواند باعث شكستگي مهره شود. شكستگيهاي ناحيه لگن، معمولاً در اثر افتادن و سقوط كردن فرد رخ مي‏دهند. اين شكستگي‏ها در بين شكستگيهاي ديگر از همه بدتر است، زيرا مي‏تواند حتي خطر مرگ در پي داشته باشد. نيمي از افرادي كه هم زنده مي‏مانند معمولاً تا آخر عمر عليل بوده، چنانچه نمي‏توانند بدون مراقبت دايمي آشنايي يا پرستاري زندگي كنند و براي همه‏ي عمر به عصا يا چهار پايه‏هاي مخصوص راه رفتن افراد معلول (واكر) نياز دارند.
كوتاه شدن قد، روند طبيعي افزايش سن است، ولي چنانچه كاهش قد قابل توجه بيش از 5/2 سانتي‏متر باشد(نسبت به 20 سالگي)، ممكن است همين، اولين علامت پوكي استخوان باشد.
به هر ترتيب چنانچه بيش از يكي از علائم بالا در شما هست حتماً به پزشك مراجعه كنيد. به خاطر داشته باشيد كه ممكن است هيچ علامتي مشاهده نشود ولي به پوكي استخوان دچار شده باشيد. پس بهترين راه، پيشگيري از بروز پوكي استخوان
است.
 
عوامل مستعد كننده پوكي استخوان كدامند؟
عوامل مستعد كننده‏اي كه قابل كنترل نيستند:
- جنسيت: زنان بسيار بيشتر از مردان به پوكي استخوان و شكستگي ناشي از آن دچار مي‏شوند.( در واقع 4 برابر آقايان). زيرا زنان از ابتدا تراكم استخوان كمتري دارند و بيشتر هم عمر مي‏كنند.
- سن: با افزايش سن احتمال بروز پوكي استخوان بيشتر مي‏شود.
- شروع يائسگي: استروژن هورمون زنانه‏اي است كه از كاهش توده‏ي استخوان جلوگيري مي‏كند. توليد استروژن در تخمدانها بعد از يائسگي متوقف مي‏شود، در نتيجه، از دست رفتن توده‏ي استخوان تسريع مي‏شود. زناني كه يائسگي زود رس
دارند (قبل از 45 سالگي)، مانند بانواني كه تخمدانهاي آنها را با جراحي برداشته‏اند بيشتر در معرض ابتلا به پوكي استخوان‏اند.  
- سابقه‏ي خانوادگي: وراثت بر مقدار استخوانهاي شما و سرعت از دست دادن آنها تأثير دارد، اگر مادر شما شكستگي لگن يا مهره، ساعد و... داشته باشد، احتمال ابتلاي شما به شكستگي 2 برابر افراد ديگر است.
- استخوان‏بندي ظريف و كوچك: بانواني كه داراي استخوانهاي كوچك بوده، كوتاه قد و يا لاغراند، به خاطر وجود توده‏ي استخواني كمتر، مستعد بروز پوكي استخوان‏اند.
- نژاد: بانوان اروپايي شمالي يا افراد ساكن آسياي جنوب شرقي، بيشتر در معرض ابتلا به پوكي استخوان‏اند.
- بعضي از بيماريها: بيماريهايي نظير بيماري تيروئيد، پاراتيروئيد، غدد جنسي، و غدد فوق كليوي مي‏توانند به پوكي استخوان منجر شوند.
عوامل خطري كه مي‏توانيد آنها را كنترل كنيد:
- وزن: وزن كم بانوان بسيار لاغر باعث كم شدن قدرت استخوان هم مي‏شود (زناني كه داراي اضافه وزن‏اند، معمولاً در معرض خطر نيستند ولي احتمال ابتلا به ناراحتي‏هاي ديگر در آنها زيادتر است.)
- ورزش نكردن: فعاليت نداشتن، كاهش توده‏هاي استخوان را تسريع مي‏كند. ورزش مناسب به افزايش مقدار استخوان و سلامت بيشتر شما كمك مي‏كند.
- كمبود كلسيم در برنامه‏ي غذايي: كلسيم استخوانها را قدرتمند مي‏كند. اگر به قدر كافي كلسيم مصرف نمي‏كنيد بدن شما سلولهاي استخواني را تخريب مي‏كند تا كلسيم مورد نياز خود را از آنها به دست آورد.
- سيگار كشيدن: زناني كه سيگار مي‏كشند بيشتر از آنها كه سيگار نمي‏كشند به پوكي استخوان (و ساير بيماريها) دچار مي‏شوند.
عوامل خطر ديگر:
اين عوامل عبارتند از:
بعضي داروهاي تجويزي نظير كورتن كه در درمان آرتوروز و آسم استفاده شود ( از دكتر خود در اين مورد سئوال كنيد). 
- برنامه‏ي غذايي پر پروتئين
- كمبود ويتامين دي
آيا مي‏توان پوكي استخوان را تشخيص داد؟
معاينه جسماني:
معاينه وسابقه‏ي پزشكي كمك مي‏كند تا مشخص شود آيا در معرض پوكي استخوان هستيد يا نه؟ پزشكتان مي‏تواند به شما كمك كند تا برنامه‏ي پيشگيري براي خود تعيين كنيد
پرتوهاي X و عكسهاي راديولوژي:
معمولاً براي تشخيص پوكي استخوان از راديولوژي استفاده نمي‏شود، ولي گاهي اوقات، وقتي به دلايل ديگري عكس راديولوژي گرفته مي‏شود، پوكي استخوان را كه نسبتاً زياد باشد هم در فرد مشخص مي‏كنند.
آزمايشهاي سنجش تراكم استخوان
انجام اين آزمايشها فعلاً براي تشخيص و پي‏گيري درمان پوكي استخوان، دقيقترين روش است. اطلاعات لازم را از پزشكتان بپرسيد. اين آزمايش؛ معمولاً، 3 تا 5 سال يك بار تكرار مي‏شوند تا روند پوكي استخوان و احتمالاً درمان آن مشخص شود.
همراه اين آزمايش براي بار اول، معمولاً يك سري آزمايشهاي عمومي هم از فرد گرفته مي‏شود تا از سلامتش اطمينان يابند. به هر حال به ياد داشته داشته باشيد كه تشخيص پوكي استخوان خيلي ساده نيست و در بيشتر موارد وقتي تشخيص داده مي‏شود كه فرد دچار شكستگي شده است. بنابراين بهترين راه، پيشگيري از بيماري پوكي استخوان است.
براي جلوگيري از پوكي استخوان چه بايد كرد؟
1)دريافت كلسيم و ويتامين دي كافي (به قسمت تغذيه مراجعه شود).
2)ترك سيگار
3)داشتن فعاليت فيزيكي مداوم و متعادل (مثلاً حداقل 30 دقيقه پياده‏روي روزانه) براي توضيح بيشتر به قسمت ورزش مراجعه كنيد.
4)خانمهاي يائسه‏اي كه داراي عوامل مستعد كننده‏ي پوكي استخوان هستند و افراد مبتلا به بيماريهاي تيروئيد بايد با پزشك خود در اين باره مشورت كنند.

 

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط s m k| |

بيماري پاركينسون براي اولين بار توسط دانشمند انگليسي به نام دكتر جيمز پاركينسون در سال 1817 ميلادي توصيف شد و از اين رو نام اين بيماري به او تعلق يافت.

  اين بيماري بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص مي شود:

- ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بيمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت)

- آرام شدن حركت

- سختي حركت ( خشك شدن) دست و پا يا بدن

- تعادل بد (تعادل ضعيف)

در حالي كه دو يا بيشتر از اين علايم در بيمار ديده شود، مخصوصا وقتي كه در يك سمت بيشتر از سمت ديگر پديدار شود، تشخيص پاركينسون داده مي‌شود مگر اينكه علايم ديگري همزمان وجود داشته باشد كه بيماري ديگري را نمايان كند.

بيمار ممكن است در اوايل، بيماري را با لرزش دست و پا يا با ضعيف شدن حركت احساس كند و دريابد كه انجام هر كاري بيشتر از حد معمول طول مي كشد و يا اينكه سختي و خشك شدن حركت دست و ضعف تعادل را تجربه

مي‌كند.

اولين نشاني‌هاي پاركينسون مجموعه‌اي متفاوت از ارتعاش، سفت شدن عضلات و تعادل ضعيف هستند.

معمولا علايم پاركينسون ابتدا در يك سمت بدن پديدار مي شوند و با گذشت زمان به سمت ديگر هم راه پيدا مي كنند.

تغييراتي در حالت صورت و چهره روي مي دهد، از جمله ثابت شدن حالت صورت (ظاهرا احساسات كمي بر چهره نمايان مي‌شود) و يا حالت خيرگي چشم ( به دليل كاهش پلك زدن). علاوه بر اينها، خشك شدن شانه يا لنگيدن پا در سمت تحت تاثير قرارگرفته عوارض ديگر (عادي) اين بيماري است. افراد مسن ممكن است نمايان شدن يك به يك اين نشانه هاي پاركينسون را به تغييرات افزايش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، براديكنسيا را به “آرام شدن عادي” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند.

حالت قوز اين بيماري را هم خيلي از اين افراد به سن يا پوكي استخوان ربط مي دهند. هم بيماران مسن و هم بيماران جوان ممكن است بعد از بيش از يك سال كه با اين عوارض روبرو بوده اند براي تشخيص به پزشك مراجعه كنند.

از هر100 نفر بالاي سن 60 سال يك نفر به پاركينسون مبتلا مي‌شود و معمولا اين بيماري در حدود سن 60 سالگي آغار مي‌شود. افراد جوانتر هم مي‌توانند مبتلا به پاركينسون شوند. تخمين زده مي‌شود كه افراد جوان مبتلا به پاركينسون (مبتلا شده در سن چهل يا كمتر) 5 تا 10 درصد كل اين بيماران را تشكيل مي دهند.

*پيشرفت بيماري پاركينسون

بعد از بيماري آلزايمر بيماري پاركينسون معمولترين بيماري مخرب اعصاب به حساب مي آيد. پاركينسون يك بيماري مزمن و هميشه در حال پيشرفت است. اين بيماري نتيجه از بين رفتن يا ضعيف شدن و لطمه خوردن سلولهاي عصبي در مغز مياني است. اين سلولهاي عصبي ماده‌اي به نام دوپامين، ترشح مي كنند. دوپامين پيام‌هاي عصبي را از سوبستانتيا نيگرا (مغز مياني) به بخش ديگري از مغر به نام كارپوس استراتوم مي برد. اين پيام ها به حركت بدن تعادل مي بخشند. وقتي سلول‌هاي ترشح كننده دوپامين در سوبستانتيا نيگرا مي ميرند، مراكز ديگر كنترل كننده حركات بدن نامنظم كار مي كنند.

اين اختلال ها در مراكز كنترل بدن در مغز باعث به وجود آمدن علايم پاركينسون مي شوند. اگر 80 درصد سلول‌هاي ترشح كننده دوپامين از بين بروند، علامتهاي پاركينسون پديدار مي شوند. علايم پاركينسون در مراحل اوليه بيماري ملايم و بيشتر اوقات در يك سمت بدن ديده مي شوند و گاه حتي احتياج به درمان پزشكي ندارند. ارتعاش در حالت استراحت يك علامت ويژه بيماري پاركينسون است، كه يكي از معمولترين علايم‌هاي پاركينسون به حساب مي آيد. ولي بعضي از مبتلايان پاركينسون هيچ وقت با اين مشكل برخورد نمي كنند. بيماران ممكن است دست لرزان خود را در جيب يا پشت پنهان كنند يا چيزي را براي كنترل ارتعاش در دست نگه دارند. لرزش مي تواند بيشتر از هر محدوديت جسمي ديگر اثر منفي روحي داشته باشد.

با مرور زمان علايم اوليه بدتر و وخيم تر مي شوند. يك رعشه ملايم تبديل به يك ارتعاش مزاحم و ملموس مي شود. ممكن است تكه كردن غذا و استفاده از دست مرتعش به مرور زمان سخت‌تر شود. براديكينسيا (آرام شدن حركت) به مشكلي كاملا محسوس بدل مي شود كه محدود كننده‌ترين علامت و اثر پاركينسون است. آرام شدن حركت مي تواند مانع انجام عادات روزانه شود: لباس پوشيدن، ريش زدن و يا حمام كردن ممكن است وقت بسيار زيادي از روز را بگيرند. تحرك ضعيف مي‌شود و مشكلاتي بوجود مي‌آورد مانند نشستن و برخاستن از صندلي يا اتومبيل و يا غلتيدن در رختخواب. راه رفتن آهسته‌تر مي‌شود و بيمار حالت قوز پيدا مي‌كند ( سر و شانه به طرف جلو تمايل پيدا مي‌كند). صداي بيمار يك نواخت مي‌شود. كمبود تعادل مي‌تواند باعث افتادن بيمار شود. دست خط ريزتر و ناخوانا مي شود. حركات غير ارادي مانند حركت دست در حال پياده‌روي كم مي شود.

علايم پاركينسون معمولا دست يا پاي يك طرف بدن اختصاص دارد ولي با مرور زمان به دست يا پاي سالم همان طرف هم سرايت مي‌كند. اين علايم پيشرفت مي‌كند تا سمت ديگر بدن را هم تحت تأثير قرار دهد. معمولا اين پيشرفت تدريجي است اما سرعت اين پيشرفت از بيمار تا بيمار تفاوت دارد. مهم است كه بيماران پاركينسون در حال پيشرفت علايم با پزشك خود صحبت و مشورت كنند تا پزشك بتواند درمان را براي بيمارش فراهم كند زيرا بدن هر بيمار به طور مختلف و متفاوت به داروهاي گوناگون واكنش نشان مي دهد. هدف از درمان براي بيماران از بين بردن علايم نيست بلكه تحت كنترل درآوردن عوارض است. اين امر مي تواند به بيمار كمك كند تا مستقل عمل كند و يك كنترل مناسب براي اين بيماري مزمن بوجود آورد. اين بيماري از بين نخواهد رفت ولي كنترل عوارض آن مي تواند تا حد زيادي جلوي ناتوان كردن و از كار افتادگي را بگيرد.

بيماران پاركينسون اغلب از اين موضوع كه بيماري آنها همواره در حال پيشرفت است، آگاه هستند و اين موضوع مي تواند باعث نگراني شديد آنها شود. مبتلايان پاركينسون ممكن است بخواهند خود و مشكلات خود را بيش از حد نياز تحت كنترل درآورند و خود را با ديگر افراد مبتلا مقايسه كنند. نگراني در مورد پيشرفت بيماري و امكان ادامه كار هم غيرعادي نيست.

پيشگويي و تخمين زدن پيشرفت اين بيماري در يك بيمار مشخص غير ممكن است. سرعت پيشرفت و محدوديت هاي جسمي و روحي در بيماران مختلف متفاوت است. نوعي راهنمايي براي تشخيص پيشرفت اين بيماري در بيماران مختلف بر اساس پيشروي بيماري از زمان تشخيص وجود دارد ولي اين تنها در حد يك پيشنهاد است.

وقتي محدوديتهاي جسمي پاركي

نسون به حدي برسد كه كارهاي روزمره سخت شوند، درمان علايم پاركينسون آغاز مي شود.



 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط s m k| |

 هپاتیت B  از بیمارى هاى شایع و بومى بزرگترین قاره جهان است، به طورى كه آمار بیانگر ابتلاى صدها میلیون نفر از مردم آسیا به این بیمارى است.

به رغم این كه این بیمارى فقط كبد  را درگیر مى كند و در نهایت ممكن است بیمار بر اثر نارسایى (از كار افتادن) كبد یا سرطان كبد فوت نماید، به دلایلى مى توان آن را در گروه بیمارى هاى مقاربتى قرار داد:


شباهت با ایدز

1- عامل هر دو ویروس است.

2- بیمارى هاى ویروسى قابل درمان نیستند.

3- مقاربت هاى جنسى و وجود شركاى جنسى متعدد از مهمترین راه هاى انتقال هر دو بیمارى است.

4- استفاده از سرنگ مشترك آلوده مى تواند موجب انتقال هر دو بیمارى شود.

5- در بیشتر موارد، مبتلایان علائم بالینى خاص دال بر ابتلا به این بیمارى ندارند.

هپاتیت به معنى التهاب بافت كبد است. ورود عوامل بیگانه مختلف از جمله نوعى ویروس مى تواند موجب التهاب كبد شود. از آنجایى كه سیستم دفاعى بدن در مقابل التهاب در هر قسمت از بدن با بسیج گلبول هاى سفید و دیگر عوامل ایمنى عكس العمل نشان مى دهد، این عكس العمل دفاعى در كبد كه به منظور حفظ كبد در مقابل عوامل بیگانه صورت مى گیرد در بعضى موارد موجب تخریب نسج كبد و نهایتاً نارسایى كبد مى شود.

6- به دلیل طولانى بودن دوره نهفتگى (1) در هر دو بیمارى، مبتلایان مى توانند طى سال ها، بدون آن كه از بیماری خود مطلع باشند، بیمارى را به افراد سالم منتقل نمایند.

7- از طریق انتقال خون و مشتقات جانبى آن نیز منتقل مى شوند.

اما تفاوت عمده و مهمى كه این دو بیمارى را از هم جدا مى كند؛ علیه هپاتیت B واكسن بسیار مؤثرى ساخته شده و در صورتى كه طبق برنامه واكسیناسیون علیه آن انجام شود براى سال ها و حتى تا آخر عمر مى تواند مصونیت بدهد، در حالى كه تاكنون براى ایدز واكسنى ساخته نشده است.در یك نگاه كلى: انجام واكسیناسیون علیه این بیمارى در ایران در تمام رده هاى سنى به خصوص افرادى كه در معرض خطر ابتلا هستند ضرورى به نظر مى رسد. زیرا:

1- این بیمارى در كشورهاى آسیایى از جمله ایران جزء بیمارى هاى شایع و بومى محسوب مى شود.

2- قدرت سرایت این بیمارى بیشتر از  ایدز  است. ویروس ایدز حداكثر یك ساعت بیرون از بدن زنده مى ماند در حالى كه ویروس هپاتیت تا 10 روز خارج از بدن زنده است.


؟؟؟؟؟

 هپاتیت  به معنى التهاب بافت كبد است. ورود عوامل بیگانه مختلف از جمله نوعى ویروس مى تواند موجب التهاب كبد شود. از آنجایى كه سیستم دفاعى بدن در مقابل التهاب در هر قسمت از بدن با بسیج گلبول هاى سفید و دیگر عوامل ایمنى عكس العمل نشان مى دهند و این عكس العمل دفاعى در كبد كه به منظور حفظ كبد در مقابل عوامل بیگانه صورت مى گیرد در بعضى موارد موجب تخریب نسج كبد و نهایتاً نارسایى كبد مى شود. به جز ویروس ها عوامل دیگرى نظیر مصرف زیاد الكل، بعضى داروها، بعضى مواد شیمیایى و سموم مى توانند موجب هپاتیت شوند. به طورى كه عامل عمده هپاتیت در جهان غرب الكل، و در ایران ویروس هپاتیت است.

كبد از بزرگترین اعضای داخل بدن است و در ناحیه فوقانى و راست شكم پشت دنده ها قرار دارد و عملكرد بسیار پیچیده اى دارد:

1- محل ذخیره انرژى به صورت قند.

2- محل ذخیره ویتامین  ها و آهن و دیگر املاح  معدنى مثل روى و مس.

3- تولید پروتئین ها  و فاكتورهاى انعقادى و كمك به حفظ سلامت بدن و رشد آن.

4- محل تجزیه و تخریب گلبول هاى قرمز پیر و فرسوده به منظور استفاده مجدد از عناصر تشكیل دهنده گلبول قرمز در خون سازى.

5- تولید صفرا كه براى هضم غذا ضرورى است.

6- الكل و اكثر داروها بعد از تأثیر درمانى، در كبد تجزیه، خنثى و دفع مى شوند.

7- اكثر ذرات و میكروب ها كه از طریق سیستم گوارش وارد بدن و گردش خون شده اند در كبد از بین مى روند.

این عضو بدن قدرت فوق العاده اى در بازسازى خود دارد.


انواع؟

هپاتیت A : از راه مدفوع منتقل مى شود و بعد از ابتلا، بهبودى صورت مى گیرد و خطرناك نیست.

هپاتیت B : از راه خون و فرآورده هاى خونی و تماس جنسى منتقل مى شود و مى تواند موجب تخریب نسج كبد شود.

هپاتیت C : شبیه هپاتیت B است اما شیوع آن در بین مردم بسیار كم است.

هپاتیت D : ویروس عامل این بیمارى به تنهایى نمى تواند موجب بیمارى شود و معمولاً در افرادى كه مبتلا به هپاتیت B هستند دیده مى شوند.

هپاتیت E : شبیه هپاتیت A است و از راه مدفوع منتقل مى شود و خطرناك نیست.


هپاتیت B ؟

این بیماری در اثر ورود ویروس هپاتیت B به بدن ایجاد مى شود كه براى راحتى آن را HBV (2) مى نامند.

در آمریكا سالانه 250000 مورد جدید تشخیص داده مى شود، اما در آسیا تعداد مبتلایان، بالغ بر صدها میلیون نفر است. در آمریكا 50 درصد علت شیوع آن شركاى جنسى متعدد است. انتشار این بیمارى از طریق خون، فرآورده هاى خونى و وسائل آلوده به خون، و در مرتبه بعدى دارو قرار دارد.

هپاتیت B مسرى تر از ویروس ایدز است، مثلاً: ویروس هپاتیت B مى تواند تا حدود 10 روز بیرون از بدن زنده بماند. در حالى كه ویروس ایدز HIV حداكثر چند ساعت بعد از خروج از بدن از بین مى رود. هنگامى كه یك نفر به این ویروس آلوده مى شود ممكن است بین یك تا شش ماه طول بكشد تا علائم گسترش یابد،در این صورت سه حالت زیر ممكن است رخ دهد:

1- بیشتر بیماران به سمت هپاتیت B حاد مى روند و بعد به طور كامل بهبود پیدا مى كنند.

2- درصد كمى به صورت ناقلین سالم مى مانند.

3- تعدادى تبدیل به هپاتیت B مزمن مى شوند.

بعضى از افراد بعد از گذراندن دوره حاد بیمارى یا بدون سابقه قبلى ابتلا به این بیمارى، یا ورود ویروس به بدن به ناقلین سالم تبدیل مى شوند. اینگونه بیماران بالقوه آلوده هستند و مى توانند بیمارى را به افراد سالم منتقل نمایند. هیچ گونه علائم بالینى ندارند و حتى آزمایش خون این افراد وجود بیمارى را ثابت نمى كند و به همین دلیل این گروه خطرناك ترین گروه در انتقال و شیوع بیمارى در جامعه هستند. تنها راه اثبات وجود ویروس در بدن ناقلین سالم، نمونه بردارى از كبد است.

هپاتیت B حاد: بسیارى از بیماران كه مبتلا به هپاتیت B حاد مى شوند هیچ علائمى ندارند یا این كه علائم بسیار خفیف هستند و توجه بیمار یا پزشك را جلب نمى كند. به طور كلى علائم بالینى طیف وسیعى را در بر مى گیرد؛ و از یك بیمارى خیلى خفیف بدون علائم واضح بالینى تا نارسایى شدید كبد به صورت حاد را شامل مى شود. حدود 2 درصد از مبتلایان به طور ناگهانى و سریع به سمت نارسایى حاد كبد سیر مى كنند. به طور كلى 90 تا 95 درصد افرادى كه دچار هپاتیت B حاد مى شوند بدون هیچ عارضه اى بهبود مى یابند و تنها 5 تا 10 درصد مبتلایان تبدیل به هپاتیت مزمن مى شوند.


علائم بالینى هپاتیت حاد:

1- از دست دادن اشتها؛ تهوع، استفراغ.

2- درد عضلانى و گاهى درد در مفاصل.

3- درد و حساسیت در ناحیه فوقانى و راست شكم (محل قرار گرفتن كبد)

4- درد شكم و اسهال

5- زرد شدن سفیدی چشم و رنگ پوست

6- تغییر رنگ ادرار و مدفوع به طورى كه رنگ ادرار شبیه چاى و رنگ مدفوع سفید و شیرى رنگ مى شود.


سیر بیمارى هپاتیت مزمن B

سیروز كبدى یا تخریب نسج كبد كه منجر به نارسایى كبد مى شود، سرطان كبد، مرگ.

در هپاتیت مزمن B علائم بالینى در صورت تخریب نسج كبد ایجاد مى شود كه در مراحل انتهایى بیمارى به صورت های زیر دیده می شود:

1- زردى شدید پوست و چشم

2- كاهش وزن شدید

3- بى اشتهایى

4- تجمع مقدار زیادى آب در حفره شكم

با توجه به شیوع بسیار زیاد این بیمارى در كشور ما و به دلیل عدم دسترسى به آمار صحیح و علمى، مى توان با توجه به آمار كشور آمریكا میزان مرگ و میر ناشى از این بیمارى در كشورمان را تخمین زد. بعضى از افراد بعد از گذراندن دوره حاد بیمارى یا بدون سابقه قبلى ابتلا به این بیمارى، یا ورود ویروس به بدن به ناقلین سالم تبدیل مى شوند. اینگونه بیماران بالقوه آلوده هستند و مى توانند بیمارى را به افراد سالم منتقل نمایند. هیچ گونه علائم بالینى ندارند و حتى آزمایش خون این افراد وجود بیمارى را ثابت نمى كند و به همین دلیل این گروه خطرناك ترین گروه در انتقال و شیوع بیمارى در جامعه هستند.تنها راه اثبات وجود ویروس در بدن ناقلین سالم، نمونه بردارى از كبد است.


تشخیص بیمارى:

اساس تشخیص بر پایه آزمایش خون است. در حال حاضر اكثر مبتلایان، به وسیله سازمان انتقال خون  براساس انجام آزمایش خون روى خون هاى اهدایى تشخیص داده مى شوند. انجام آزمایش HBSAG و مثبت بودن آن تنها وجود ویروس در بدن را ثابت مى كند و با انجام آزمایش هاى تكمیلى دیگر، مبتلایان به هپاتیت حاد را از نوع مزمن جدا مى كند. البته تشخیص قطعى با نمونه بردارى از كبد صورت مى گیرد.


 

در حال حاضر درمان هاى متعددى براى شكل مزمن بیمارى وجود دارد كه ممكن است شانس فرد رادر پاك شدن از عفونت افزایش دهد.

جلوگیرى از ورود ویروس به بدن مهمترین اقدامى است كه براى پیشگیرى باید انجام گیرد. همانند بیمارى ایدز  باید با در نظر گرفتنراه هاى سرایت بیمارى، موارد ذیل را به منظور نجات جامعه انجام داد:

1 - آگاهى دادن به جوانان درباره انتقال بیمارى از راه تماس جنسى بدون حفاظت

2 - توزیع سرنگ رایگان در بین معتادان

3 - اعمال قوانین بهداشتى و رعایت اصول استریل كردن در مراكز درمانى و بهداشتى و مراكز دیگرى كه مى توانند موجب سرایت بیمارى شوند

4 - انجام واكسیناسیون

با تمام توضیحات فوق، یك سوم افراد مبتلا نمى دانند كه به چه دلیل و چگونه و چه زمانى به این بیمارى مبتلا شده اند. واكسیناسیون علیه این بیمارى یكى از مهمترین و مطمئن ترین راه هاى پیشگیرى از ابتلا به این بیمارى است.

چه كسانى باید علیه هپاتیت B واكسینه شوند

1 - افراد 18 سال و پائین تر.

2 - افراد بالاى 18 سال كه خطر سرایت بیمارى به آنها زیاد است شامل: افرادى كه شركاى جنسى متعدد دارند؛ مردان همجنس باز؛ افرادی که همسرشان مبتلا به این بیماری است؛ معتادان تزریقى؛ پرسنل مراكز بهداشتى و درمانى یا پرستارانى كه از مبتلایان به هپاتیت نگهدارى مى كنند؛ افرادى كه به دلیل نارسایى كبد دیالیز خونى مى شوند؛ افراد مبتلا به هموفیلى كه فاكتورهاى انعقادى دریافت مى كنند؛ کسانی که درمناطقی زندگی می کنند که بیماری در آنجا به صورت بومی شیوع دارد، از جمله ایران.

براى ایجاد مصونیت دائمى باید سه تزریق در سه نوبت طبق برنامه انجام شود: اگر یك نوبت تزریق فراموش شد باید به مجرد یادآورى تزریق را انجام داد، در این صورت نیازى به تجدید واكسیناسیون از ابتدا نیست. در نوزادان نباید سومین تزریق را قبل از ? ماهگى انجام داد چرا كه در این صورت مصونیت دائمى نمى دهد. نوجوانان بین سنین 11 تا 15 سالگى تنها دو تزریق با فاصله 4 تا 6 ماه لازم است. واكسن هپاتیت را مى توان همزمان با دیگر واكسن ها تزریق كرد.


افرادی که نباید واکسن هپاتیت بزنند.

1 - افرادی که به واكسن هپاتیت حساسیت شدید دارند

2 – کسانی که سابقه ابتلا به هپاتیت دارند. همچنین افرادى كه بسیار ضعیف و بیمار هستند باید تا زمان بهبودى از تزریق واكسن خوددارى نمایند.

نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 8:51 قبل از ظهر توسط s m k| |

گرمازدگی چیست و چگونه پیشگیری کنید :

  
در فصل تابستان بسیاری از افراد ممکن است دچار گرمازدگی شوند .
در گرمازدگی ، دمای بدن از حد طبیعی بالاتر می‌رود و عروق سطحی پوست منبسط می‌شود ؛ تعرق افزایش یافته و باعث اختلال در تنظیم و کنترل دمای بدن می‌شود .
اگر آب و هوا گرم و مرطوب باشد ، تعرق کند شده و بدن به آسانی خنک نمی‌شود ، در این شرایط مقدار زیادی از آب و نمک بدن از دست می‌رود و غلظت خون افزایش یافته و جریان خون کند می‌شود ،در نتیجه در عملکرد ارگان‌های بدن اختلال ایجاد می‌شود .

60  درصد وزن بدن را آب تشکیل می‌دهد . حداقل با نوشیدن  4  لیوان آب در روز نیاز بدن برطرف می‌شود ، حال اگر بنا به دلایلی بدن مقداری از آب خود را از دست بدهد صدمات مهمی به آن وارد می‌شود .
با از دست دادن  1%  از آب بدن تنها احساس تشنگی به انسان دست می دهد ؛ اگر  2%  از آب بدن از بین برود علاوه بر تشنگی ، آشفتگی و کم اشتهایی نیز در پی دارد ؛ با از دست دادن  3%  از آب بدن فرد دچار ضعف و بی حالی و افزایش غلظت خون می‌شود . حال اگر این عدد به  4%  برسد تهوع ، ضعف عضلانی در پی دارد . در  5%  عدم تمرکز فکر و در  6%  اختلال در کنترل درجه حرارت بدن پیش می‌آید و نهایتاً کاهش  7%  به بالا موجب تنگی نفس و گرفتگی عضلات و افت گردش خون و نارسایی کلیوی می‌شود .

     گرمازدگی و عرق سوز :
   گاهی مواقع عمل تعرق زیاد است ، سلول‌های سطحی پوست آسیب دیده و به خوبی از عهده عمل تعرق بر‌نمی‌آیند و عرق در زیر پوست جمع شده و فرد دچار جوش زیر پوستی می‌شود که  عرق سوز  نام دارد .

     گرمازدگی و خونریزی از بینی :
   در حالت خون ریزی از بینی فرد باید با دو انگشت بینی خود را به مدت چند دقیقه محکم بگیرد تا خونریزی بند بیاید .


     انواع گرمازدگی :

1-  گرمازدگی حاد
این گرمازدگی بسیار خطرناک است و حتی موجب مرگ می‌شود . در زمانی این نوع از گرمازدگی ایجاد می‌شود که دمای بدن از مرز  40  درجه سانتی‌گراد بیشتر شده باشد . فعالیت‌های بدن مختل می‌شود و این شرایط آسیب بسیاری به بدن وارد می‌کند .
در این شرایط باید دمای بدن را کاهش داد تا بدن دچار تشنج نشود و بر کلیه‌ها ، قلب و عضلات اثر بدی بر جای نگذارد .

2-  گرمازدگی خفیف
در این نوع از گرمازدگی بدن به شدت عرق می‌کند ، درجه حرارت آن از مرز  39  درجه گذشته و ضعف ، سرگیجه ، حالت تهوع ، استفراغ ، غش خفیف و سردرد و کاهش فشار خون و ... از علایم این نوع از گرمازدگی می‌باشد .
راه درمان در این نوع   نوشیدن محلول آب نمک به نسبت  9  گرم نمک در یک لیتر آب  و یا نوشیدن سرم فیزیولوژیک است تا از شدت گرمازدگی کم شود . استفاده از پارچه مرطوب و بادبزن تأثیر بسزایی دارد .


چگونه از گرمازدگی جلوگیری کنیم :
1  -  روزانه  8  الی  10  لیوان
آب بنوشیم . به جای آب از نوشیدنی‌های دیگر استفاده نکنیم .
2  -  لباس‌های نخی نازک و روشن استفاده کنیم .
3  -  خود را از تابش مستقیم آفتاب دور نگهداریم .
4  -  از میوه و سبزی‌های تازه استفاده کنیم ( از هندوانه ، خربزه ، طالبی و آناناس بیشتر استفاده شود ) .
5  -  سبزی‌هایی که دارای آب بیشتری هستند مثل کاهو ، کرفس ، هویج و ... را بیشتر مورد استفاده قرار دهيم .
6  -  نوشیدن آب کافی .
7  -  غذاهایی که با طبع گرم هستند کمتر استفاده کنیم .
8  -  از مواد غذایی با ویتامین‌های  
B  و  C   بیشتر استفاده کنیم .

نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 7:0 قبل از ظهر توسط s m k| |

آزمایشگاه مجازی زیست شناسی

www.biology.about.com/od//onlinedissection

آزمایشگاه مجازی (تشریح)

 

www.phschool.com/science/biology_place/labbench/index.html

آزمایشگاه مجازی در موضوعات مختلف زیست‌شناسی

 

science.nhmccd.edu/biol/bio1int.htm

آرشیو بزرگ انیمیشن های زیست شناسی

 

نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط s m k| |


www.emc.maricopa.edu/faculty/farabee/BIOBK/BioBookTOC.html

کتاب آن لاین زیست شناسی

 

 

مرکز آموزش ژنتیک دانشگاه یوتا

 

gslc.genetics.utah.edu

به سایتهای فوق سر بزنید........
Design By : Night Skin